دانلود رمان شفق (دکتر خشن) به قلم ناشناس با لینک مستقیم
رمان شفق (دکتر خشن)نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: صحنه دار، ممنوعه، آنلاین
نویسنده رمان: ناشناس
تعداد صفحات: 360
خلاصه رمان: دختری به اسم شفق پرستار یه بیمارستانه، اونجا با کامران یه پزشک جذاب و ثروتمند اشنا میشه،کامران از شفق خوشش میاد اما شفق نه تنها نسبت به کامران بلکه به همه مردا بی تفاوته و این سرسختیش باعث میشه کامران که خیلی درمورد ازدواج با شفق مصمم بوده،دست به کاری بزنه که شفق به اجبار باهاش ازدواج کنه و….
قسمتی از متن رمان شفق ( دکتر خشن)
یک هفته بعد از اون روز از نظر جسمی کمی بهتر شدم….. مادرم اونقدر طی این یک هفته انواع و اقسام آبمیوه….. غذا و دارو بهم داده بود که حس میکردم خیلی بهترم…. با این حال تا شب خودمو نگه داشتم و وقتی که میدونستم مامانم تو آشپزخونه ست به سختی خودمو به حمام رسوندم….. از بعد از ناهار که به زور مامانم چند قاشق خورده بودم خوابیده بودم و اون ها هم هیچکدوم تو اطاقم نیومده بودند…..
در حالیکه سرم کمی گیج میرفت به دوش سبک گرفتم و لباس پوشیدم…. دستمو به دیوار گرفتم و تا دم آشپزخونه رفتم………….مامانم صدای پامو شنید اه….. دختر … چرا اومدی از تخت پایین….. تو هنوز حالت خوب نشده……….
چشمش به موهای خیسم خورد وای شفق چرا حموم کردی الان بدتر میشی….. مامان هیچیم نمیشه میخوام امشبو با شما و پدر سر میز شام بخورم………سرمو بردم تو آشپز خونه وای… چه بویی و مثل زمان بچگیهام گفتم آخ جون …….. فسنجون…
مامانم از اینکه بهتر شدم خندید… و من هم از خنده ش خندیدم…………شام رو دور هم خوردیم….من….مامانم و پدرم…….من مرتب چشمهامو رو صورت مهربون هردوشون میچرخوندم ……… از تصور اینکه بفهمند چه بلایی سر دختر عزیز دردونه شون اومده دلم میخواست گریه کنم………..
شفق ….. چه بابایی؟ من و مامانت شاخ درآوردیم امشب؟
هر دوشون زدند زیر خنده…..مخصوصا مامانم که به نظرم رسید زیادی شاده… طوری که کمی مشکوک شدم ….
شفق …..بیا این چایی ها رو بیر منم الان میام………
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.