دانلود آهنگ جدید و قدیمی معروف از خوانندگان محبوب با لینک پر سرعت مستقیم و رایگان همراه با متن ترانه کامل
آثار از وبسایت رمان استور به همراه پخش آنلاین
دانلود رمان کویینی و گرگینه به قلم مهین مقدسی فر با لینک مستقیم
دانلود رمان کویینی و گرگینه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: خون_آشامی، بزرگسال، هیجانی
نویسنده رمان: مهین مقدسی فر
تعداد صفحات: 1325
خلاصه رمان: تمام زندگی من به عاشق جینجر بودن گذشت تااینکه اون بابهترین دوستم،ترنتون ازدواج کرد.تنهاکاری که انجام دادم این بود که از ازش فاصله گرفتم تا به اون و کارهایی که تمام زندگیم دلم میخواست انجام بدم فکر نکنم. بعد از دوری از اونها همه چیز بی روح میگذشت، ولی همه چیز با وارد شدن یه دختر کوچیک با یه قد خیلی کوتاه که زبونش درست به اندازه ی موهاش بلند بود به باشگاه من عوض شد. گرگ درونم میدونست که اون قطعا چیزی که نشون میده نیست و همه چیز وقتی پیچیده شد که متوجه شدم اون آریل دختر جینجره.
دانلود رمان رخنه به قلم نگار رازقندی با لینک مستقیم
دانلود رمان رخنه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، معمایی
نویسنده رمان: نگار رازقندی
تعداد صفحات: 1706
خلاصه رمان: امیر حافظ یه مرد پر نفوذ و قدرتمند که ازش هر خلافی بر میاد و این دلیل بر این میشه که نیکی همسرش که تازه یک بچه یک ساله هم دارن از هم طلاق بگیرن اما حافظ به نیکی اجازه نمیده بچش رو ببینه مگر این که هر بار …
دانلود رمان او پدرم بود به قلم نیلوفر با لینک مستقیم
دانلود رمان او پدرم بود نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: اجتماعی،بزرگسال
نویسنده رمان: نیلوفر
تعداد صفحات: 101
خلاصه رمان: درباره ی دختری که مورد دست درازی ناپدری خود قرار میگرد و پس از ان فرار میکند و با امیر اشنا میشود و امیر به او پیشنهاد میکند تا به پلیس مراجعه و همه چیز را بگوید اما دخترک قصه ی ما فرار میکند و با سمانه اشنا و سر از خونه ای سر در میاورد و در یک مهمانی دوباره امیر را میبیند و پس از مهمانی توسط امیر خریداری میشود…
دانلود رمان زندانی به قلم اسکای وارن با لینک مستقیم
دانلود رمان زندانی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال، هیجانی
نویسنده رمان: اسکای وارن
تعداد صفحات: 677
خلاصه رمان: اولین باری که دیدمش، پر قدرت بود. با ماهیچه هایی که تهدید درونشون موج میزد…اون خطرناکه، وحشیه، و زیباترین چیزیه که من تاحالا دیدم…پس مثل همیشه پشت عینک و کتابم پنهان شدم، کاری که همیشه انجام میدم.چون منم رازهایی دارم…بعد، تو زندان، توی کلاس نوشتنی که من تدریس میکردم، سروکلش پیدا شد و من و با صداقتش نابود کرد…صداقتش توی اسراری که به من میگفت، پنهان کردم رازهای خودمو سخت تر میکرد …وقتی بهم نزدیک میشه، میلرزم. تنها چیزی که اونو دور نگه میداره، پلیس ها و میله های زندانن…شب، نمیتونم از فکر کردن بهش توی سلول دست بکشم….