دانلود آهنگ جدید و قدیمی معروف از خوانندگان محبوب با لینک پر سرعت مستقیم و رایگان همراه با متن ترانه کامل
آثار از وبسایت رمان استور به همراه پخش آنلاین
رمان بوم خیس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: هدیه_ق
تعداد صفحات: 506
خلاصه رمان: در نیمه های شب، پادشاه هراسان از خواب می پرد و توی یک ثانیه متوجه میشود که پسرش که بر علیه او شورش کرده بود، اینجاست… برای قتل او و دخترانش! پس بدون هیچ مکثی سازدهنی اژدها را برمی دارد، اما فقط موفق به فرار کردن با یک دخترش میشود. دست دخترش را می گیرد و به جهان موازی فرار میکند… حال سال های سال از اون اتفاق میگذرد و دختر پادشاه برگشته است. برای خلاص کردن دنیایش از شر برادرش!
دانلود رمان شاهزاده به قلم نیلوفر جهانجو با لینک مستقیم
رمان شاهزاده نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: نیلوفر جهانجو
تعداد صفحات: 757
خلاصه رمان: روایت گر زندگی یه دختره که تو پستی و بلندی های زندگی به شدت اسیب میبینه و تمام تلاشش رو برای سرپا موندن میکنه.. دختری که تو خانواده شاهزاده خطاب میشه و برای همه عزیزه دختری مهربون، ساده، خوش قلب و پر از احساس.. تمام احساسات بکر دخترونه ش رو وسط میزاره اما شاهزاده روایتگر زندگیه یه مرد هم هست که بهتره خودتون باهاش اشنا بشین….
دانلود رمان زمهریر هور به قلم معصومه آبی با لینک مستقیم
رمان زمهریر هور نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
نویسنده رمان: معصومه آبی
تعداد صفحات: 870
خلاصه رمان: یخبندان هیچگاه پایان نخواهد پذیرفت وقتی خودت زمستان باشی ! آخرین فصلِ سال را هیچ پایانی نیست . . . . رنگِ خون چون یاقوتی می درخشد وقتی بر سپیدی برف جاری شود . خون می خواهد برایِ پایانِ زمهریرِ وجودش . . ماکان مردی است پر از خشم ، پر از سرما . قسم خورده تا دستِ لرزان و دلِ یخ زده اش آرام نگیرد مگر زمانی که طعمِ خون را زیرِ زبانش حس کند . . . آنقدر قساوت دیده که خود ، قلبش را به دست گرفته و تقدیمِ زمستان کرده است . .
رمان محاق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، جنایی، انتقامی
نویسنده رمان: سدنا بهزاد
تعداد صفحات: 1185
خلاصه رمان: یادم نمی آید دقیقاً از کجا شروع می شود؛اما حال یک مهماندارهواپیما بودم و کلی دغدغه غیر خرید سوغاتی های اتیکت دارداشتم.نقطه سقوط اتفاقات،آن جاست که نیمه های شب،با حمله چند مرد به خانه،شیب آرام زندگی ام پر از کلوخه هایی به نام “گذشته”می شود.و برای من”ارکیده”تنها یک اسم نبود؛ولی حالا که فراموشی افراطی ای گرفته ام