دانلود آهنگ جدید و قدیمی معروف از خوانندگان محبوب با لینک پر سرعت مستقیم و رایگان همراه با متن ترانه کامل
آثار از وبسایت رمان استور به همراه پخش آنلاین
دانلود رمان نغمه شب به قلم آرام و بنفشه با لینک مستقیم
رمان نغمه شب نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، درام، اجتماعی، خانوادگی، طنز
نویسنده رمان: آرام و بنفشه
تعداد صفحات: عاشقانه، درام، اجتماعی
خلاصه رمان: نغمه تک دختر یه سازنده سرشناس تو شیرازه، دختری که بخاطر نگرانی ها و حساسیت پدر و مادرش وابسته و منزوی شده. بخاطر این وابستگی ها نغمه سه ساله پشت کنکور مونده و به شدت دلش استقلال و رفتن از خونه میخواد. برای همین از مردی کمک میگیره تا بتونه پدرش رو راضی کنه و دانشگاه شهر دیگه بره، مردی که در ظاهر هدفش کمک به استقلال نغمه است اما در باطن ... برنامه دیگه ای برای نغمه داره!
دانلود رمان شبی در پروجا به قلم سارا انضباطی با لینک مستقیم
رمان شبی در پروجا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: سارا انضباطی
تعداد صفحات: 950
خلاصه رمان: حنا زنی جوان و شکست خورده که سالها قبل به صورت قاچاقی از کشور دزدیده و فروخته شده…اما یک شب وقتی میفهمه قراره بازیچهتر از چیزی که هست بشه تصمیم به فرار میگیره و حین فرار و در عین ناامیدی در دل یکی از شبهای تاریک و زیبای شهر پروجا با سید الیاس طباطبایی روبهرو میشه! مردی از جنس نجابت و مردانگی…
مردی که از اون شب به بعد مثل یک معجزه زندگی حنا رو زیر و رو میکنه و به قلب شکستهاش عشق رو یاد میده!
این داستان روایتِ عشقیست هیجانانگیز و پرفراز و نشیب … عشقی که در دل تفاوتهای زیاد فرهنگی و عقیدتی رخ خواهد داد .
رمان یک تبسم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، درام
نویسنده رمان: مامیچکا
تعداد صفحات: 2458
خلاصه رمان: منصور و شیرین زندگی جالبی ندارند. پر از کشمکش و سردی، تنها دلخوشی شیرین دخترشان شادی است و تنها ریسمانی که اون را در این زندگی نگه داشته است ولی برای منصور اینطور نیست، بالاخره تصمیم به جدایی می گیرند ولی چیزها انطور که شیرین می خواهد پیش نمی رود…
دانلود رمان حوالی این شهر به قلم سمیرا ایرتوند با لینک مستقیم
رمان حوالی این شهر نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: سمیرا ایرتوند
تعداد صفحات: 1185
خلاصه رمان: صدای داد و فریاد مرد ستونهای خانه را میلرزاند، زن ترسیده کنارش رفت: عزیزم آروم. یه هفتهست ازش خبری نیست. شاید براش اتفاقی افتاده! نمیبینی تو نامه چی نوشته؟ آب دهانش را قورت داد، میدانست! متن نامه را از بر بود… دخترش رفته بود تا عاشقی کند و وای به روزشان اگر این عشق خطا میرفت!