دانلود رمان نوای قلب ماه راز به قلم شکیبا پشتیبان با لینک مستقیم
رمان نوای قلب ماه راز نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: شکیبا پشتیبان
تعداد صفحات: 377
خلاصه رمان: این روزها که ما تنهاییم و دلمون میخواد یکی باشه که وصله تنمون و از خودمون باشه رو پیدا نمیکنیم چه بسا که سخت میشه پیدا کرد تا تکیهگاهی پیدا کنی که سرت و بذاری رو شونهاش و مظلومانه گریه کنی. بگذار بگویند دلی است که محتاج دلدار است. دلدار دلی وصله به دل میثم و حسرت است.
قسمتی از متن رمان نوای قلب ماه راز
یک ماه پر از اندوه با همه سختی و رنجش گذشت این روزها حسرت به مجسمه ای خشک تبدیل شده بود که حرف نمیزد دیگر اشک نمی ریخت بغض کرده بود عقده داشت. عقده ی مهر و صفا و عشق و شادی او در گوشه ی اتاقش کز میکرد و بغض هر لحظه امکان داشت او را خفه کند غذا نمیخورد. مادر و ماهان به زور او را چند لقمه غذا میدادند. شب بود و او گوشه دیوار کز کرده بود و تنها بود ماهان تازه از سر کار برگشته بود.
پس از تعویض لباسش و خوردن غذا به اتاق حسرت رفت و کنارش زانو زد و گفت: ماه راز؟ عزیزم حرف بزن گریه کن آخه چرا هم خودت و هم ما رو زجر میدی. نگرانتیم. ماه راز دلش میخواست صحبت کند، اما انگار زبانش بسته شده بود و قدرت تکلم از او گرفته شده بود. بغض مانند گلویش را می فشرد و او را عذاب میداد ماهان دوباره حرف زد. سیری آخه چرا هیچی نمیگی؟ بیا بریم غذا بخور و خواست دست او را بگیرد که حسرت به شدت او را پس زد و ماهان گفت
ضعیف شدی قربونت بشم کم خوری میکنی حرف بزن. کمی سکوت کرد و دوباره گفت: من هستم. مامان هست بابا هست تو ما رو داری ما تنهات نمیذاریم ماه راز حرف بزن. صدای ماهان بارها در ذهن حسرت اکو شد “ما تنهات نمیذاریم ماه راز” و بعد صدای مادربزرگش “قول میدم که تنهات نذارم” و بعد صدای پدر و مادرش “ما تنهات نمیذاریم دخترم و بعد صدای برادر بزرگش” آخه مگه میشه به خواهر زبون دراز و که همه رو با شوخی هاش شاد میکنه رو تنها گذاشت…
دانلود رایگان رمان نوای قلب ماه راز اثر شکیبا پشتیبان
دانلود رمان نوای قلب ماه راز 2.32 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت