دانلود رمان ماهرخ به قلم ریحانه نیاکام با لینک مستقیم
رمان ماهرخ نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: ریحانه نیاکام
تعداد صفحات: 2578
خلاصه رمان: من می تونم اون دکتری که دنبالشی رو بیارم تا خواهرت رو عمل کنه و در عوض تو هم….ماهرخ با تعجب نگاه مرد رو به رویش کرد که نگاهش در صورت دخترک چرخی خورد… دخترک عاصی از نگاه مرد، با حرص گفت: لطفا حرفتون رو کامل کنین…! مرد نفس سنگینش را بیرون داد… گفتنش کمی سخت بود اما باید می گفت…. این به نفع هر دو بود…
قسمتی از متن رمان ماهرخ
نصرت نفسی کشید؛ آقا رفته بودن و بعد اونم رفتن خونشون با به تعداد دختر و پسر انگار سور و سات دارن…!!! دست شهریار مشت شد. ماهرخ را میشناخت و دوستانش که دیگر بدتر از خودش… حواست باشه و دوباره بهت زنگ می زنم…
باید ماهرخ را در منگنه می گذاشت. عزیز الله خان حرفی نزد اما میدانست تا چه حد برایش است که ماهرخ زن او شود.
زیاد هم بدش نمی آمد این دخترک چموش برای خودش باشد. بالاخره مرد بود و او هم مانند هر مرد دیگری طالب زیبایی یک زن بود که ماهرخ همه را یکجا داشت…! آشفته بود. نمایشگاه را به کاوه سپرد و خیلی زود به بیمارستان رفت. حال مهگل بد شده بود. نفس کشیدن هایش یک در میان شده بود. لحظات سخت و دردناکی بود… لحظاتی که داشت دوباره تکرار میشد…!
وارد بیمارستان شد و یک راست سمت بخشی که مهگل
بستری بود رفت. از پرستار جویای حالش شد که با دیدن صورت ناراحت، پرستار دنیا روی سرش خراب شد… به سختی دستش را روی دیوار گذاشت تا از حال خرابش غش نکند… زور زد از ریختن اشکهایش جلوگیری کند ولی نشد.
خدا… خدایا هستی؟! من و میبینی؟! اصلا من بنده ات هستم یا نه؟ چرا زجرم میدی؟! چرا تنها کسی رو که دارم میخوای ازم بگیری…؟! این انصاف نیست عدالتت کجا رفته…؟!
دانلود رایگان رمان ماهرخ اثر ریحانه نیاکام
دانلود رمان ماهرخ 7.43 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت