دانلود رمان دلربای من به قلم pariya***75 با لینک مستقیم
رمان دلربای من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: pariya***75
تعداد صفحات: 204
خلاصه رمان: دلربا دختری که ۱۲سال یه حس انتقام داخل دلش نگه داشته انتقام پدرش مهرداد سرمد بزرگترین تاجر ایران یک شبه بر شکسته شد و هیچکس نفهمید این تاجر معروف چی شد که یک شبه برشکسته شد؟ هیچکس از اتفاق اون شب بارونی و مرگ تاجر بزرگ مهرداد سرمد و همسرش مانادانا سرمد باخبر نشد؟ حالا دلربا سرمد بعد از ۱۲سال برگشته تا انتقام بگیره از رادین صدر کسی که دلربا اون را باعث تمام بدبختی هاش میدونه.
قسمتی از متن رمان دلربای من
پوفی کشیدم و نگاهم به آسمان پرستاره دوختم! اگه بچه بودم بی شک می رفتم و توی بالکن می نشستم و پاهام نگاه میکردم و ستاره هارا می شمردم و برای هرکدومشون یه آرزو میکردم! روی تخت درازکشیدم…و به پهلو چرخیدم…باز نگاهم به قاب عکسش افتاد…یه دختر بچه خندون که دستاش دور سرم حلقه کرده بود…یه عشق بچگی هه مسخرس! من عاشق همبازی قدیمم بودم! یه عاشق که حتی نمیدونست معشوقش کجاست؟! اصلاً اونم فکر میکنه؟! مسخره بودم خیلی!
چشمام بستم. باصدای آلارام گوشیم …آروم پلک هام باز کردم….بلند شدم و روی تخت نشستم.دستی به صورتم کشیدم و به ساعت اتاقم زل زدم…7صبح! عادی بود برام …براکسی که تموم زندگیش اینطور گذرونده بود عادی بود! بلندشدم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم…دست صورتم شستم. به سمت کمد دیواریم رفتم…نگاهی به لباس های داخل کمد انداختم…یه شلوار کتان مشکی و پیراهن آبی کاربنی و یه کت اسپرت مشکی انتخاب کردم…وکفش های کالج …
کشوی کمد باز کردم…انواع ساعت های مارک دار! ساعت دسته نقره ایم رو انتخاب کردم….کشوی پایینی رو باز کردم انواع انگشترا…انگشتر تک نگین مشکی که آیه قرآنی روش هک بود باز انتخاب کردم! خودم داخل آینه ی قدی اتاقم برانداز کردم! ادکلن تلخ ام یادم رفت….به سمت میز آرایش رفتم و از ادکلن تلخ ام زدم… بوش فضای اتاق پر کرد! از اتاق زدم بیرون…از پله های مارپیچ طلایی آروم پایین می اومدم….خدمتکارا در حال رفت آمد بودن.
دانلود رایگان رمان دلربای من اثر pariya***75
دانلود رمان دلربای من 4.4 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت