دانلود رمان سنگ و تیشه به قلم شیوا بادی با لینک مستقیم
رمان سنگ و تیشه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، ازدواج اجباری
نویسنده رمان: شیوا بادی
تعداد صفحات: 253
خلاصه رمان: درباره زندگیه یه خانواده ست… زنی به اسم لیدا، مردی به اسم رامین، پسری به اسم رامتین و برادر رامین که رادین نام داره… به اجبار… به خاطر یه رسمی که از قدیم بوده، به خاطر حفظ فرزند، به خاطر حس قشنگ مادر بودن…
لیدا مجبوره تن به خواسته ای بده که به اون راضی نیست، مجبوره به حکم زور گویی افراد از خود راضی…
قسمتی از متن رمان سنگ و تیشه
ازدواج نكن ببین چكار میكنم ! میرم ازت به عنوان یه مادر نالابق شكایت میكنم …. میرم رسانه های ملی و آبروی هنر پیشه ی پر طرفدار مردمو میبرم ! با این کارها آبروی خودتونم میره ! تو دیگه عروس ما نیستی که آبروی من بره …یك ساله که بیوه شدی و بد رفتنت هم از همون موقع شروع شده ! میبینی که بخوام بد بشم تا کجا میتونم پیش برم… اون وقت هر روز باید پله های دادگستریو بالا پایین بریو دست آخر به هیچ جا نرسی…
بچتم از دست بدی و دیگه حتی نتونی ببینیش! اصلا لیدا هیچی …. من قبول نمیكنم ! حاال میخواهین چكار کنین! با شنیدن صدای رادین ، چشمهای اشك آلودمو بهش دوختم … شاید با مخالفت اون ، پدرش دست از سر من برداره ! قبول نمیكنی؟ ! باشه …. قبول نكن… اما دیگه از ماشین های رنگارنگ و پول تو جیبی فراوون که خبری نیست هیچ….تمام سهمتم از کارخونه رو به نام رامتین میكنم و از ارث محرومت میكنم ! تو هم که نه درسی خوندی و نه کاری بلدی … بدون پول و سرمایه ی من میخوای چكار کنی ؟ !
بفرما.. برو ببینم بجز پادویی کاری بهت میدن! چطور دلش میاد ؟ ! اینكه به پسر خودش رحم نمیكنه ، چطور توقع دارم به من رحم کنه ؟ ! به دست های مشت شده ی رادین نگاه کردم…دلم برای اونم سوخت…هر کدوم مخالفت کنیم یه جوری بازنده ی زنددگی میشیم ! با حرفی که حاج فتوحی زد ،مشت رادین باز شد و نگاهش خیره به پدرش شد.. ولی اگه قبول کنی و این ازدواج سر بگیره….اون کارخونه ای که داریم تاسیس میكنیم و خیلی هم براش زحمت کشیدی …. کلشو به نامت میكنم ! همه سهمت از کارخونه های دیگه رو هم به
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.