ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان غثیان به قلم زینب عامل با لینک مستقیم

رمان غثیان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: زینب عامل
تعداد صفحات: 2104

دانلود رمان غثیان

خلاصه رمان: مدت‌ها بعد از غیبتت که اسمی از تو به میان آمد دنبال واژه‌ای گشتم تا حالم را توصیف کنم هیچ کلمه‌ای نتوانست چون غَثَیان حال آشوبم را به تصویر بکشد. با شنیدن اسمت غَثَیان کردم. تمام خاطراتمان را… تمام نگاه‌های عاشقانه‌ای که میانمان رد و بدل شده بود. توصیف حال من، توصیف دل آشوبه‌هایم بعد از بازگشتت وقتی دیگر عاشقانه‌ هایت به من تعلق نداشت فقط یک کلمه بود. “غَثَیان” غَثَیان در لغت به معنی آشوب و شوریدگی دل است که منجر به قی کردن شود. ( حالت تهوع از میزان اضطراب و استرس)


قسمتی از متن رمان غثیان 

محسن به وعدهاش عمل کرده بود با سر به دلوان اشاره کردم که مائده با زبان درازی به فرزاد خیره شد. فرزادجان تو همچین موقعیتی باید بچه ی برادرت رو بغل کنی بیری تا من و آذین به عرض خصوصیمون برسیم. فرزاد لبخندی زد. چشم راستی بابت شام امشبم ممنون میدونم آشپزیا کار خودت بود. دیگه کم کم وقتشه…. مائده با زبان تیزش جمله ی فرزاد را قطع کرد. وقتشه شوهر کنم؟ چون آشپزی دوست دارم؟ فرزادجان خداروشکر تو خانواده ی ما همچین باوری حاکم نیست.

لبخند ژکوندی تحویل فرزاد که حرف در دهانش ماسیده بود داد و قبل از اینکه فرزاد بخواهد دلوان را از دستم بگیرد مائده دلوان را در دست گرفت و به فرزاد سپرد سپس در برابر چشمان متعجب فرزاد دست من را گرفت و دنبال خود کشید لبخند بیجانی از حرکتش که توام با حرص هم بود روی لبهایم نقاشی شد از دید مائده فرزاد بدترین انتخاب برای من بود البته که دل خوشی از شوهر خواهرش فرشاد هم نداشت. وقتی در اتاقش را پشت سرمان بست دستی به بافت بلند موهایش کشید.

هزینه ش میشه یه شام و بستنی به مانتوام دیدم اونم
میخوام. سر تکان دادم. برگردم پیش فرزاد به صرفه تره
اخم کرد. بلا به دور !باشه همین فرشاد واسه هفت پشتمون
بسه روی تختش نشستم و به کفشهایم که وسط اتاق رها شده بودند نگاهی انداختم سنت کمه کله ت باد داره وگرنه فرشاد پسر خوبیه نزدیکم شد و چشمانش را ریز کرد. اورال تنگی که به تن داشت هیکل توپر اما خوش تراشش را به نمایش گذاشته بود. می دانستم زن عمو و محسن بابت تنگی لباسش کلی به جانش غر زده بودند اما کسی حریفش ،نبود بخصوص

رمان غثیان
نویسنده : زینب عامل
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 2104
متاسفانه لینک دانلود رمان غثیان قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in