دانلود رمان چاو چاو به قلم سروناز روحی با لینک مستقیم
رمان چاو چاو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: سروناز روحی
تعداد صفحات: 2484
خلاصه رمان: چاو چاو روایت دختری به اسم آلا پاشاست که در صدد یافتن اعتماد به نفس و خودسازیست او تصمیم دارد کارخانه ای که یک سال گذشته متروک مانده و افتتاح نشده را دوباره راه اندازی کند ، در این میان، ناچار است از هُلدینگ مشکات کمک بگیرد تاجرینی که بیش از 50 سال قدمت دارند و نبض بازار به دست آنهاست اما هیچکس حاضر به همکاری با آلا نمی شود، در میان سنگ اندازی های خانواده و اصرار شان به ازدواج آلا پاشا….
قسمتی از متن رمان چاو چاو
هنوز راه طولانی بود و من خام و بی تجربه وارد آسانسور شدم تکیه به دیوار دادم و آنقدر ماندم تا همه ی آدم های منتظر در کابین سوار شوند. نفسم را در سینه حبس کردم انواع عطرهای ناشایست در هوا پراکنده بود. . کلافه از بی نفسی و خجالت زده از اینکه نکند دست روی بینی بگذارم و به کسی توهین کرده باشم. آنقدر تحمل کردم تا کابین در طبقه هفتم متوقف شد.
محض خروج دو سه نفس طولانی کشیدم و اندکی هوا به
ریه هایم فرو بردم. راهروی پیش رویم منتهی به چهار در چوبی می شد. دو تا در چوبی در سمت راست دو تا هم در سمت چپ و انتهای راهرو به پله های اضطراری میخورد
با قدم های نامطمئنی پیش رفتم در اتاق را به آرامی باز کردم هنوز هیچکدام از اعضای این واحد نیامده بودند. مردد و مضطرب جلو ،رفتم در حالی که سعی میکردم اعتماد به نفسم را پیدا کنم صدای مردانه ای از پشت سرم گفت هر روز لازم نیست…
انقدر زود بیای وحشت کردم ولی به خودم مسلط .ماندم روی پاشنه پا چرخیدم و گفتم: سلام صبح بخیر قربان! دستهایش را در جیب شلوار جینش فرو برده بود نیم نـ نگاهی به من انداخت و گفت علیک سلام صبح شما هم بخير. و اینکه هر سری منو می بینی لازم نیست بهم بگی قربان و با ابروهای بالا داده از کنارم رد شد. روی مبل سبز رنگی که درست رو به روی میز منشی ،بود فرود آمد کتانی های سفیدرنگ و پیراهن سفیدش با جین آبی همخوانی مناسبی داشت. دست به سینه شد…
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.