دانلود رمان قاموس به قلم زهرا ارجمندنیا با لینک مستقیم
رمان قاموس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: زهرا ارجمندنیا
تعداد صفحات: 898
خلاصه رمان: آتاش تو زمان دانشجوییش عاشق یکی از هم دانشگاهیاش میشه اتاش خانواده مذهبی داره ولی دختره ک اسمش دریاس آزاده و خانواده آزادی داره اینا ی مدت باهمن اتفاقی واسه برادرزاده اتاش میفته برادر زادشم عاشق بوده ولی پدر اتاش اذیتشون میکنه تا اینکه برادرزاده و عشقش بهم میرسن ولی تصادف میکنن هم برادرزاده و هم شوهرش میمیرن اتاش میترسه ب دریا میگه از اول دوستت نداشتم و اینا از خودش میرونتش حالا چند سال گذشته دریا ازدواج کرده و طلاق گرفته و کلی سختی کشیده اتاشم معلم ی روستا شده و…
قسمتی از متن رمان قاموس
سری تکون دادم، دزدگیر و زدم و اجازه دادم اون اون بنشینه و بعد خودم پشت رل نشستم. دست هام روی پام می لرزیدند و سعی داشتم از نگاهش پنهونشون کنم. در خدمتم. می دونم دیدنم اذیتت می کنه ولی، انقدر درموندم که جز تو راهی نداشتم بابا. من درموندگی این مرد رو می فهمیدم، درموندگی خودم رو هم درک می کردم… برای همین مطمئن بودم حتی اگر به بابا قول هم نداده بودم بعد این جمله نمی تونستم تندی ای از خودم نشون بدم.
ایمان نیست، یه ماهه نیست… من پیرمرد هیچ ولی دل مادرش خونه. از نگرانی هر روز زیر سرمه. مجبورم که حالا این جام، جلوی تویی که شرمنده ترینم مقابلت. دخترم… نمی خوام سرت و به درد بیارم ولی با روی سیاه اومدم بپرسم پاتوقی از ایمان میشناسی که فکر کنی بتونه کمکم کنه پیداش کنم و مادرش و از دلنگرانی دربیارم؟ ایمان… کابوس دوسال از روزهای زندگیم، لب به هم فشردم و سیدهادی شرمنده سر…
پایین انداخت. دلم نمی خواست توی این حال ببینمش، توی زندگیه من و ایمان، تنها کسی که از اون خانواده هواخواهم بود همین پیرمرد بود. نفس عمیقی کشیدم و با دست هایی که سخت می لرزیدند و دیگه نمی تونستم این لرزش رو پنهون کنم، با سنگینی کلماتم رو بیرون پرتاب کردم. فکر کنم بدونم کجاست. برق امید توی نگاه سید روشن شد، برقی که پسرشون توی نگاه من خاموشش کرده بود. البته که شاید مشکل از سال های قبل ترش بود، از وقتی یه دانشجوی ساده بودم
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.