دانلود رمان پروانه می خواهد تو را به قلم فاطمه قیامی با لینک مستقیم
رمان پروانه می خواهد تو را نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: فاطمه قیامی
تعداد صفحات: 2292
خلاصه رمان: برکه سماوات دلباختهی کاوه؛ پسرعمهی پزشکش است و تمام خانواده آنها را نامزد هم میدانند اما کاوه در نهایت سنگدلی برکه را پس میزند و مقابل چشم همه برکه را کوچک کرده اما….
قسمتی از متن رمان پروانه می خواهد تو را
آهانی میگوید و همراه با سینی لیوان چای بیرون میرود. یک ربع بعد در حالی که تمام دختران و عروسهای خانجون داخل آشپزخانه جمع شده و برای پهن کردن سفره در تلاش هستند، من اما همچنان درگیر اتفاق دیشب هستم. مامان که صدایم میکند مجبوری دل از پنجره و منظره ی حیاط می کنم و نگاهش میکنم مجمع بزرگی که داخلش کاسه های یرازی و سبدهای سبزی خوردن قرار دارد را به… اینارو هم تو بیر.
مجمع را گرفته و از کنار زنعمو نسترن که سرخوشانه به سیب زمینی های سرخ شده ناخونک میزند، می گذرم و وارد سالن میشوم یک دور روی افراد حاضر در سالن چشم می چرخانم و با ندیدن اهورا ناچار به طرف سفره ی پهن شده روی قالی میروم کاوه که روی مبلها کنار بابا و پدرش نشسته با دیدنم قدم سمتم تند میکند بده من سنگینه. عماد. پیش آمدنش توجه بقیه مردها را هم به سمتمان جلب میکند؛ از جمله سبحان برادرِ نسترن و عمو خجالت زده تشکر کرده…
و مجمع را به دستانش میسپارم همینکه می چرخم به سمت آشپرخانه نگاهم قفل در یک جفت مردمک قهوه ای رنگ میشود که کنار قفس مرغ مینای آقاجون ایستاده و موبایل را با مکث از کنار گوشش پایین می آورد باشه میام فعلا ناخودآگاه جمله ی دیشبش در گوشم زنگ میخورد….فضولي نكن! نگاهم را که خیره به خود میبیند؛ اخم درهم می کشد و سر به معنی چیه تکان میدهد ناگهان به خود میآیم و عصبی از گیجی و اینکه نکند بابا این حرکتش را دیده باشد…
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.