دانلود رمان تشریفات به قلم سرو روحی با لینک مستقیم
رمان تشریفات نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: سرو روحی
تعداد صفحات: 2464
خلاصه رمان: توی مسیر … اولش مخالف هست … دشمن هست … پدر و مادر با یه نگاه بی تفاوت که ته چشمشون بهت میگه : نرو … غلطه دختر …! همه ی اینا هست … اما بعدش وقتی ببینن هنوز مصری … دشمنا دوستت میشن و پدرو مادر مشوق ! دنیای تشریفات دنیای همین دوستی ها و دشمنی هاست . تشریفات دنیای منه ! دنیایی که من وقتی پامو توش گذاشتم یه چهار دیواری خالی بود که من محوش شدم ما بعدش …
قسمتی از متن رمان تشریفات
قبل از اینکه اشکم دربیاد ، وارد اتاقم شدم ، بی هوا تمام چیزهایی که برداشته بودم رو توی کوله ریختم یه عروسک بالای تختم بود . فندوق … یه عروسک لوپوی نوزاد که پستونکش گم شده بود و دهنش سوراخ بود و لباسش کهنه بود ! صداشم در نمیومد . مو هم نداشت. اما هنوز فندوق بود! چشم هاش میگفت : منم با خودت ببر! اونو هم توی کوله انداختم. لباسمو عوض کردم . به ساعت نگاه نکردم. کلیدهای خونه ام رو چک کردم.
ساک و کوله ام رو برداشتم. یه نگاه اجمالی به کل اتاقم انداختم. نفسمو فوت کردم و با قدم های تندی قبل از اینکه خونه از خواب بیدار بشه… قبل از اینکه پشیمون بشم و ور عاقل و خوش فکر مغزم بهم غلبه کنه … از خونه بیرون زدم! وقتی به خودم اومدم توی ایستگاه اتوبوس بودم وهوا روشن بود. با صدای تنفس و ترمز اتوبوس ، از جا بلند شدم . روی یه صندلی نشستم و دور شدنم رو از خونه تماشا کردم!
نقشه ام می لنگید. نقشه که نه … فکرم می لنگید، عقلم میگفت دور بزن و هنوز به کنجی پارک کرده بودم …عقلم میگفت برگرد و دلم میگفت : به کار آماده است . موقته ! سه ماهه است .. میفهمی چرا انقدر سس هاشون خوشمزه است. برنجشون عطر داره …. کبابشون خوب پخته شده ! بعد توی تشریفات بعدی همه رو به کار میگیری دلم یه جوری مجابم کرده بود اما عقلم باز میگفت برگرد تشریفات بهم دهن کجی میکرد. انگار نمی درخشید . انگار اصلا دیگه سوفی رو نمی دید ! روشو کرده بود سمت سرا … قهر بود!
دانلود رایگان رمان تشریفات اثر سرو روحی
دانلود رمان تشریفات 18.86 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت