دانلود رمان مهره اعتماد به قلم مهدیه شرفخانی با لینک مستقیم
رمان مهره اعتماد نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: مهدیه شرفخانی
تعداد صفحات: 2406
خلاصه رمان: هدی همت کارش با همه دخترای این سرزمین فرق داره، اون یه نصاب داربست حرفه ایه که با پسر عموش یه شرکت ساختمانی دارن به نام داربست همت ! هدی تمام سعیاش رو داره میکنه تا از سایه نحس گذشته ای که مادر و پدرش رو ازش گرفته بیرون بیاد و به گذشته فکر نکنه اما درست زمانی که فکر میکنه از شر این سایه خلاص شده، با یه مهره کوچیک از گذشته مواجه میشه به نام یاکان اعتماد، که در معماری و عمران و ساخت و ساز نه تنها تو کشور، بلکه تو اروپا و آسیا حرف اول رو میزنه و نوری میشه تو تاریکی گذشته ی هدی…
قسمتی از متن رمان مهره اعتماد
خیر آقای محترم آخر وقتی کاری هستش. ایشون اینجا حضور ندارند. شما اطلاعاتی رو که عرض کردم لطف کنید برای دیدن پروژه خود آقای همت تشریف میارن. اون موقع با ایشون میتونید صحبت کنید و به توافق برسید. اطلاعات و آدرس ساختمان را که به زبان آورد مخم سوت کشید. آخر هم قرار بر این شد مجید یا همان مثلاً رئیسم فردا به آدرسی که داده بود برود و کار را از نزدیک ببیند و باهم حرف بزنند ولی
با این اطلاعات و متراژی که گفت شکی نداشتم که مجید کار را قبول میکند. شماره ی مجید را گرفتم مثل همیشه فقط داشت بوق می خورد. همیشه همین بود مثل آدم جواب نمی داد. بعد چندین بوق صدای آرامش را شنیدم بزار برسم خونه بعد زرتی زنگ بزن مخم رو بخور از حرفش حرصم گرفت اما با خونسردی تمام گفتم: ا هنوز نرسیدی؟ چقدر حیف شد میخواستم بهت به کار نون و آبدار پیشنهاد بدم بعدهم باخباثت تمام تماس را قطع کردم پسرک پرروا به آقا برای
کارخوب زنگ زدم برای من قیافه می گرفت به ثانیه نکشید که شماره اش روی صفحه ی موبایلم افتاد. گذاشتم قشنگ زنگ بخورد خوب که منتظر شد و احساس کردم که حرصش درآمده و دارد از فضولی دیوانه می شود، تماس را جواب دادم و گوشی را دم گوشم گذاشتم و با بدجنسي تمام گفتم… بزار برسم خونه بعد زنگ بزن مخم رو بخور.
دانلود رایگان رمان مهره اعتماد اثر مهدیه شرفخانی
دانلود رمان مهره اعتماد 7.82 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت