دانلود رمان عاشقت میکنم به قلم fatemeh81 با لینک مستقیم
رمان عاشقت میکنم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: fatemeh81
تعداد صفحات: 428
خلاصه رمان: بهار دختری است که عاشق می شود و به اجبار مادرش با امیرعلی ازدواج می کند. امیرعلی شب نخست زندگی اش با بهار، به اینکه بهار به او علاقه ای ندارد و احساسش نسبت به بهار یک طرفه است پی می برد و..
قسمتی از متن رمان عاشقت میکنم
آبجی، این حرفایی که زدی درسته؟ ینی تو دوست داری؟ یه چیزایی احساس کرده بودم. پس اون روز به خاطر نیما گریه می کردی؟ درسته؟ سرم را به نشانه ی تأیید تکان دادم آبجی ما چطور به مامان دروغ بگیم؟ تو به نیما اعتماد داری؟مطمئنی پسر خوبیه؟ سرش را در دست گرفتم عزیز دل، به مامانم میگم قراره بریم مشهد، با دوستامم آره _ هماهنگ می کنم. تو نگران این چیزا نباش. حالا هم بلند شو و وسایلات و آماده کن، زیاد وقت نداریم. دو روز دیگه باید حرکت کنیم.
صدای نگران مادرم به گوشم خورد عزیز دلم؟ مامان جان آخه… آخه خودتون تنهایی برید جز بهار؟ ترمینال درست نیست. ببین دخترم من باید باهاتون بیام سرم را به نشانه ی نفی تکان دادم خدا رو شکر امام رضا ما رو طلبید و حالا می تونیم با کم ترین هزینه به زیارتش بریم. چی از این بهتر. دعاگوی همتون هستیم بوسه ای روی سرم نشاند و خطاب به من و باران گفت….
التماس دعا. برید عزیزای دلم، خدا پشت و پناهتون پس از آن که با پدر و مادرم خداحافظی کردم، ساک چرمی کرم رنگ را در دست گرفتم و دست در دست باران به سمت درب خروجی خانه به راه افتادم. مسیرمان را تا پارک قدیمی با پای پیاده طی کردیم نیما از اتومبیل پیاده شد و روبرویمان ایستاد. آن لحظه قیافه ی باران دیدنی شده بود. داشت با حیرت تمام به نیما می نگریست. معمولا با لبخند منحصر به فردی که بر لبانش رانده بود و نیما نیز این لبخند ابهت و اقتدار مردانه اش را دوچندان می کرد، خیره خیره به باران نگاه می کرد.
دانلود رایگان رمان عاشقت میکنم اثر Fatemeh81
دانلود رمان عاشقت میکنم 4.45 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت