دانلود رمان بوم خیس به قلم هدیه_ق با لینک مستقیم
رمان بوم خیس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: هدیه_ق
تعداد صفحات: 506
خلاصه رمان: در نیمه های شب، پادشاه هراسان از خواب می پرد و توی یک ثانیه متوجه میشود که پسرش که بر علیه او شورش کرده بود، اینجاست… برای قتل او و دخترانش! پس بدون هیچ مکثی سازدهنی اژدها را برمی دارد، اما فقط موفق به فرار کردن با یک دخترش میشود. دست دخترش را می گیرد و به جهان موازی فرار میکند… حال سال های سال از اون اتفاق میگذرد و دختر پادشاه برگشته است. برای خلاص کردن دنیایش از شر برادرش!
قسمتی از متن رمان بوم خیس
چند قدم بهم نزدیک شد و گفت: ولی من جواب درستی از تو نگرفتم برکه. درمورد چی؟ دست به سینه شد: خودت میدونی منظورم چیه. توی یک ثانیه منظورش رو فهمیدم: آم.. خب دایان… حرفم رو قطع کرد: میدونی که چیزای کوچیکی مثل هاکان نمیتونه جلوی من رو بگیره.نمیخوام به حرفای آرتین فکر کنی، فقط جواب خودتو بهم بده و حسی که بهم داری.
فکر نمیکنم شرایط الان مناسب باشه. داد زد: به شرایط چکار دارم؟ انقدر سخته که یه کلمه ساده بهم بگی دوستم داری یا نه؟ عصبی شده بود. ترسیدم و چندقدم به عقب رفتم و توی سکوت بهش خیره شدم. بی صبرانه پاهاش رو تپ تپ به زمین میکوبید. معذرت میخوام دایان . با پایین انداختن سرم، لبخند تلخی زد: پس دوستم نداری….چند قدم به عقب برگشت. یکدفعه روش رو برگردوند و توی جنگل ناپدید شد. این ساده ترین روشی بود که میتونستم بهش بگم. آهی کشیدم و سریع به سمت خونه کارولین و آرکا حرکت کردم.
توی این چندوقت حسابی مزاحمشون بودم، باید براشون جبران میکردم. محکم سرم رو گرفتم: لعنتی! بازهم قولی داده بودم که نمی تونستم از پسش بر بیام.لیوانی رو به دیوار کوبیدم و بازهم خورده شیشه ها روی زمین ریخت. کارولین سریع به سمتم دوید: داری چکار میکنی؟ با صدای کارولین سریع به خودم اومدم و به خورده لیوان ها نگاه کردم. لبخند خجالت آوری زدم: ببخشید. یک لحظه کنترلمو از دست دادم.
دانلود رایگان رمان بوم خیس اثر هدیه_ق
دانلود رمان بوم خیس 2.15 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت