دانلود رمان لابیرنت به قلم مهین عبدی با لینک مستقیم
رمان لابیرنت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی، هیجانی
نویسنده رمان: مهین عبدی
تعداد صفحات: 1175
خلاصه رمان: دو دوست… دو پلیس… دو برادر… درگیر عشقی سوزان…بوی مرگ و خون در شعله های سوزنده باندی مهلک…داستانی که همچون نامش،پیچیدگی بسیار دارد….
قسمتی از متن رمان لابیرنت
مادرم را بعد از شنیدن حرف علی به خوبی ببینم. هیچ چیز به اندازه این که ببیند جوان مجردی سر خانه و زندگی اش برود و خوشبخت شود، خوشحالش نمی کرد! ای خدا… چه خبر خوبی مادر… واقع اً قصد داری علی جان؟ یا داری شوخی می کنی؟ شیطنت های علی را به خوبی می شناختم؛ دیگر بعد از گذشت مدت ها با وجود مأموریت های فراوان و روز و شبی که با هم گذرانده بودیم با هم ندارِندار شده بودیم.
اما این که علی واقع اً قصد ازدواج داشت، من را هم متعجب کرد! اما رنگ صورتش و مِن ومِن کردنش در پاسخ گویی به
مادرم مرا به این باور رساند که واقع اً گویی سرش به پاره سنگی خورده که قصد ازدواج دارد! راستش حالا که یه مدت جدی فکر می کنم… خب… چطور بگم؟… احساس می کنم احتیاج دارم به یه کسی که شریک زندگیم باشه. همیشه واقف بودم به این که علی به راحتی می تواند حرف هایش را بزند. به قدری بی پروا که حال از احساس درونی اش بدون هیچ ابایی از آن می گفت.
دقیق اً نقطه مقابل من! هادی و سجاد هم با کمی تغییر از من در حالت چهره شان؛ هاج و واج به این روی علی نگاه دوخته بودند. مادرم با خنده نیم نگاهی به قیافه های کج و معوج شده ما انداخت و سپس رو به علی کرد. الهی مادر دورت بگردم… مثل این که واقع اً بالاخره یکی از شما چهار نفر می خواد زن بگیره… علی جان چطور به مامان نگفتی؟ فکر نکنم معصومه جان از خیر زن گرفتن پسرش بخواد بگذره!
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.