دانلود رمان مسجون به قلم ص_مرادی با لینک مستقیم
رمان مسجون نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: ص_مرادی
تعداد صفحات: 3114
خلاصه رمان: یاس ادیب برای جلوگیری از فاش نشدن بزرگ ترین راز زندگیاش تن به یک ازدواج اجباری با پاشا زرین میدهد که در نخستین روزهای زندگی مشترکشان شاهد رفتارها عجیبتری از پاشا میشود! در واقع به نظر میرسد پاشا زرین از آزار دادن زنها لذت میبرد!
قسمتی از متن رمان مسجون
آنقدر فرياد كشيده بودم كه پاشا مقابل چشمانم نباشد تا بالاخره پرستارها او را برتون فرستاده بودند. حالم به هم خورد از جمله اى كه مداوم تكرارش میکرد.. اين چه كارى بود كردى ياس! چه كار كرده بودم؟! خوب میدانست چگونه روان مرا بهم بريزد، راهش را بلد بود! معده ام جوشید و تا گلویم بالا آمد ؛ خواستم تکان بخورم ، خواستم نیم خیز شوم اما نتوانستم
در همان حالت خوابیده بدون اینکه قادر باشم کوچک ترین تکانی بخورم بالا آوردم . به گریه افتادم . موهایم و لباس هایم کثیف شدند . گفتم دارم میارم بالا. پرستار عصبی نگاهم کرد و من با ناراحتی در چشمانش پلک زدم . آمدند دوباره لباس هایم را تعویض و سر و صورتم را تمیز کردند . بی صدا اشک می ریختم که همان موقع پدر و مادر پاشا داخل آمدند ! … این چه کاری بود یاس ؟ چرا این کار و کردی ! چشمانم را محکم بستم و خوب می دانستم مادر پاشا قصد کوتاه آمدن ندارد !
بچه امو بدبخت کردی ! چی کم داشتی ؟اشک از میان مژه های بسته ام سر خورد و این بار پدرش شماتتم کرد . از خوشی زیاد بود ؟ به همین یک جمله با آن حال بد می توانستم ساعت ها بخندم. خوشی ؟! تقصیر پاشا بود که اینقدر هواتو داشت . این رفاهی که بچه ام برات فراهم کرده بود دلزده ات کرد ! است حرف های مادرش بیشتر درد داشت بودند خانواده اش بازیگران بی نظیری بودند ! فکر آبروی ما رو نکردی پس ؟ به محض اتمام جمله ی پدرش دیگر نتوانستم ساکت بمانم ، چشم باز کردم و فریاد کشیدم :
دانلود رایگان رمان مسجون اثر ص_مرادی
دانلود رمان مسجون 8.78 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت