دانلود رمان فتانه به قلم مهین عبدی با لینک مستقیم
رمان فتانه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا،
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: مهین عبدی
تعداد صفحات: 763
خلاصه رمان: تمام اتفاقات از یک قسم شروع شد! از قسمی که زیر بیرق سیاه امام حسین در ماه محرم خورده شد! اتفاقاتی که در یک محلهی برو بیا و برای دختر آخر و ته تغاریه آ سِد حسین افتاد… فتانه دختری که سه سال تمام به پای پسری به اسم شاهد ماند تا بلکه پسره شر و دزد محله سر به راه شده و جواب خواستگاریاش مثبت شود اما…
قسمتی از متن رمان فتانه
حالا هر چی ، قیافه نه اینکه برام مهم نباشه ، هست اما خب تو اولویت بعدی . ولی اینو بهم بگو چرا به من چیزی نگفتی ؟ کمی زمان میبرد تا جوابم را بدهد و منی که گمان می کنم تاخیرش در جواب دادن برای این است که دست رد به سینه ی شاهد برادرش زده ام و دلخور است ! هر چند خودش بارها به زبان آورده بود که شاهد لیاقت من را ندارد … هیچی ولش کن همینطوری … حالا که فهمیدی نظرت چیه ؟ نظرم ؟ نمیدانم ! اما برایش مینویسم : با عکسش که نمی خوام ازدواج کنم…
حرفی ، نظری . اصلا شاید هر دومون از همدیگه خوشمون نیومد . شاید تو پرس و جو چیزی گفتن که بابام راضی نشه . همهی اینا هست.سودابه اما جدی می نویسد : اما بدت هم نیومد ازش ! انگشتم برای نوشتن ثابت می ماند . خوشم آمده بود ؟ شاید … اما همچنان مصر بودم برای حرف زدن . اگر مجلس خواستگاری قطعی میشد ! اگر هم که نه من چیزی را از دست نداده بودم . میتوانستم مجدد برای درس خواندن و گرفتن مدرک فوق لیسانس تلاش کنم . منتظر خواستگار نبودم اما به جایی رسیده بودم که مایل بودم مابقی زندگی ام را با کسی شریک شوم .
با کسی که از لحاظ فکری با او تفاهم زیادی داشته باشم ! تا یاد دارم از زمان دبیرستان خواستگاران زیادی داشتم اما آن زمان نه خودم قصد ازدواج داشتم و نه بابا تمایلی برای ازدواج کردن من داشت . حتی گاهی خودش جواب رد به خواستگارهایم در محله میداد . بعد از آن هم شاهدی که سه سال تمام روح و روان من را بازی گرفته و سرآخر هم راه قبل خودش را پیش گرفت و شرط و شروط های بابا را پشت گوش انداخت …
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.