دانلود رمان روزگار ماهین به قلم کهربا با لینک مستقیم
دانلود رمان روزگار ماهین نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، ازدواج اجباری
نویسنده رمان: کهربا ( معصومه راهپیما )
تعداد صفحات: 805
خلاصه رمان: ماهین به درخواست پدرش مجبور به پذیرش ازدواج اجباری میشود، ورود او به خانه مجلل و پرجلال پیرمردی خوشتیپ و مقرراتی او را وارد دنیایی جدید میکند. ازدواج برنامه ریزی شده و …..!
قسمتی از متن رمان روزگار ماهین
آنقدر عاشق بچه ها بودیم ودرگیر اداره امور که دیگربه هیچ چیز فکرنمیکردم . چندی بعد وقتی دخترها سه ساله بودند پدرم فوت کرد و همه چیزبه من وامير حسین رسید . پدرم علاوه براینکه بسیار باهوش، ثروتمند و حسابگر بود ، مرد خیری هم بودو هیچکدام ازاطرافیانش حتی نوچه ها و کارگرها و رعیتها را هم در وصیت نامه اش از قلم نینداخته بود. برای همین ارج وقرب پسرهاش بالاتر رفت . اما تنها وصیتش درقبال این همه مهربانی این بود ؛ که هیچکدوم از فرزندان من و امیر حسین اجازهی ازدواج غیر فامیلی رو ندارند.
این وصیت برای ما دوبرادر خیلی قابل احترام بود.سال ها گذشت تا اینکه کامیاربه ثمر رسید وبیست وهفت ساله شد . دخترهامون بیست ساله . دخترها رو برای ادامه ی تحصیل به آمریکا فرستاده بودم . با همه ی تذکرها ونباید ها کیمیا عاشق شد. عاشق مردی که اونم ایرانی بود و با بورسیه ی دولت برای تحصیل به آمریکا رفته بود.پسری از خانواده ای متوسط. انقدرعاشق هم بودند که بدون اجازه ی من باهم ازدواج کرده بودند . من وقتی این خبر رو شنیدم که کار از کار گذشته بود .
بگذریم از این که چه اتفاق هایی که نیوفتاد ، به هرحال به کیمیا گفتم که تنها راه برگشت اون طلاق از اون مرد هست . قبل از اونکه کل فامیل از افتضاح به بار آومده مطلع بشن . آقای شاهرخ نفسش را به شدت بیرون داد . آهی برخاست و لیوان آب را به دست او داده و گفت : پدر جون حالتون خوبه ؟ او نگاه قدردانی به آهی انداخت و گفت :خوبم پسرم ! آهی دست گذاشت سرشانه ی پدربزرگش و شانه اش را فشرد :بهتره بقیه اس رو بذارین برای یه وقت دیگه ! آقای شاهرخ سرش را به طرفین تکان داد : نه باید تمومش کنم و این دختر رو هم از عذابش خلاص کنم .
دانلود رایگان رمان روزگار ماهین اثر کهربا
دانلود رمان روزگار ماهین 3.78 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت