ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان اوژن به قلم مهدیه شکری با لینک مستقیم

دانلود رمان اوژن نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، معمایی
نویسنده رمان: مهدیه شکری
تعداد صفحات: 1832

دانلود رمان اوژن

خلاصه رمان: پسری زاده‌ی رسم تلخ خون‌ بَس با کوله‌باری سنگین از گذشته! فرحان‌عاصف بعد از تصادفی مشکوک خود خواسته ویلچرنشین می‌شه و روح خودش رو به همراه جسمش به زنجیر می‌کشه. داستان از اونجایی تغییر می‌کنه که وقتی زندگی فرحان به انتقام گره می‌خوره‌ به طور اتفاقی یه دختر سرکش وارد زندگی اون میشه! جلوه‌ی‌ بهار یه دختر خاصه… یه آقازاده‌ی فراری و عصیانگر که دزدکی وارد خونه‌ی فرحان می‌شه و فکر می‌کنه چون فلجه نمی‌تونه بهش دست‌ درازی کنه اما گیر میفته و…

قسمتی از متن رمان اوژن

نیش باز شده ام را که دید ، چانه اش را با ریتم .خاصی ، چند بار تکان داد رفته بود حس بوجود آمده در وجودش را می فهمیدم… چند تماس و کمی راستگویی … انگار در قالب سربازی فرو که از جنگی سخت ، صحیح و سالم با دستانی پر از غنیمت بازگشته باشد خواست از حصاری که ساخته بودم ، خارج شود که به پشتی ویلچر تکیه زدم و با لحنی خونسرد گفتم » : کجا ؟ بشین عزیزم … تو تموم شدی … بنده کارام « ! مونده .عادل باش با لب های جمع شده حالت نیم خیز شده اش را تمام کرد

و به همان حالت قبل نشست : همه چیو گفتم دستهایم را در سینه قلاب کردم و همراه با تکیه زدن به صندلی ویلچر گفتم : نوچ … همه چیو نگفتی . من با چند تا تماس و دو قطره اشک که تحت تاثیر قرار نمی گیرم .چیزای قشنگترم هست با همان جمله ی ابتدایی که ادا کردم ، لب های از هم باز شده اش حاضر و آماده برای بلبل زبانی از هم باز بود که با شنیدن جمله ی آخرم آن ها را چفت هم کرد و کمی چشمهایش گشاد شد شده . چشمکی زدم تا هر چه بیشتر قالب تهی کند می دانستم یکبار باز و بسته کردن یکی از چشمهایم چه بلای آسمانی را برای شخص روبرویم رقم خواهد زد …

تعریف های زیادی از این حرکت شنیده بودم حدسم درست بود و با دیدن ثابت ماندن مردمک های چشمان قهوه ای رنگش که نشان می داد کیش و مات شده ، اولین تیرم را شلیک کردم: چند سالته ؟ دروغ نگو تو بانک یه آشنا دارم که فقط کافیه اسمتو بگم برام شجره نامه بفرسته آب دهانش را قورت داد و با سرعت به خودش مسلط شد :خب چرا قبل این سوالا اینکارو نکردی ؟ ! بودم تک خنده ای کردم و گفتم : وقتشو نداشتم جنگ دوست داشت ؟ اما با بد کسی درافتاده بود این جوجه ی زرد کارخانه ای … من این بازی ها را از بر بودم..

رمان اوژن
نویسنده : مهدیه شکری
ژانر : عاشقانه، هیجانی، معمایی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1832

دانلود رایگان رمان اوژن اثر مهدیه شکری

دانلود رمان اوژن 4.93 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in