دانلود رمان کنسرت طبلهای غمگین از جردن ساننبلیک با لینک مستقیم
رمان کنسرت طبلهای غمگین نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: درام، اجتماعی، عاشقانه
نویسنده رمان: جردن ساننبلیک
تعداد صفحات: 157
خلاصه رمان: داستان «استیون»، نوجوان سیزده سالهٔ بااستعدادی که درامر است، زمانی رنگ دیگری میگیرد که «جفری» برادر پنجسالهاش به سرطان خون دچار میشود. روایت «استیون» که از خلال یادداشتهای شخصیاش پیش میرود، از این حکایت دارد که او چگونه نخستین نوازندهای بود که در مقطع هفتم به گروه موسیقی دبیرستان پیوست و اینک در پایه هشتم، افقهای روشنتری در برابر خود مینگرد. اما با تشخیص بیماری «جفری»، مادر ناگزیر است ساعات بیشتری را به همراه او در بیمارستان بگذراند و از سوی دیگر، بار مالی خانواده نیز سنگینتر میشود. در این میان، پناهگاه دنج «استیون» برای آرامش، زیرزمین خانه و نواختن درامهایش است.
قسمتی از متن رمان کنسرت طبلهای غمگین
-تونستی باهاش حس بگیری رع؟ آقای واتراس مدیر گروه دبیرستانی جاز تمام مردم شهر است من هم از طریق او وارد این گروه شدم. او میدانست که بچهها اسم مستعار «رعیت» را رویم گذاشتهاند برای همین یک روز شروع کرد به صدا کردن من با نام «رع» که مخفف همان رعیت است و البته خیلی بهتر از آن. «تونستم حس بگیرم؟ وای خدای من با حال ترین چیزی بود که توی عمرم شنیده بودم.» «خوبه حدود هفت ماه وقت داری که روی اون قسمت کانگا کار کنی» «منظورتون چیه؟» «خب من تصمیم گرفتم توی کنسرت بهار امسال کلاً موسیقی لاتین بزنیم این آهنگ هم قراره آهنگ پایانی مون باشه دوست داری قسمتهای کانگا رو تو بزنی؟» معلوم است که برای زدن آن قسمت سرودست میشکستم اما
آقای واتراس یکی از معدود معلمهایی است که واقعاً بلد است شوخی کند. «اوه، نمیدونم آقای واترس راستش امیدوار بودم که زنگوله رو بزنم یا… شاید هم… نمیدونم … مثلث رو؟» «بیا برو بچه از اتوبوس جا میمونی» پیروزمندانه، تیک تاک دوم را انداختم بالا و از اتاق رفتم بیرون، سوت زنان میخواندم «کوبانا باش، کوبانا باش» حال خوب موقتیام تا زمانی که رسیدم به اتوبوس ادامه پیدا کرد. رنه آلبرت توجهم را به خودش جلب کرد (خیلی خب باشه اون همیشه توجهم رو به خودش جلب میکنه) و گفت: «سرت چطوره؟» این حرفش باعث شد خیلی خیلی سریع با واقعیت رو به رو شوم. بدون اینکه حتی یک کلمه به رنه حرفی بزنم، راهم را به سمت در عقبی اتوبوس ادامه دادم و نشستم کنار آنت. قصد داشتم کل ماجرای
«کوبانا باش کوبانا باش» را برایش تعریف کنم، اما حالا ذهنم دوباره درگیر جفی شده بود. «حرفهاتون رو شنیدم استیون! واقعاً با حال بود که اون قدر اعتماد به نفس داشتی و فقط بهش بی محلی کردی.» «بی محلی کردم؟ بی محلی نکردم، فقط این قدر احمقم که نمیتونم به یه جواب دندون شکن فکر کنم. حالا هم باید برم خونه و ببینم چه بلایی سر داداشم اومده و چند وقت قراره به خاطر یه صبحانه درست کردن زندونی بشم.» «چی؟» «ماجراش مفصله. امروز صبح وقتی جفی افتاد، من داشتم واسهش برشتوک درست میکردم. گذاشته بودمش روی یه چهارپایه بلند که مامانم فکر میکنه نباید بذاریمش اونجا، مگه اینکه یکی توی دو قدمیش باشه. به خاطر همین، اگه بخیهای چیزی لازم داشته باشه، من رو سرزنش میکنن …
دانلود رایگان رمان کنسرت طبلهای غمگین اثر جردن ساننبلیک
دانلود رمان کنسرت طبل های غمگین 13.5 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت
