دانلود رمان جزرومد از خلیلی با لینک مستقیم
رمان جزرومد نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: خلیلی
تعداد صفحات: 2210
خلاصه رمان: یک قرارداد از سر تعهد، محمدطاها را مجبور میکند تا با شیدا، دختر حاجی از دوستان خانوادگیشان، ازدواج کند، غافل از اینکه دلآرامش، ریحانهٔ دخترعموست… وقتی ریحانه از این جبر عاشقانه باخبر میشود و قصد جدایی میکند، محمدطاها، در اقدامی شوریدهوار، تنها راه چاره را در بستن پیمانی ناخواسته با او میبیند تا مبادا برای همیشه او را از دست بدهد. اما درست در آستانهٔ ازدواج، ریحانه، ناگهان مانند شبی در نوروز، محو میشود و…
قسمتی از متن رمان جزرومد
ماشین و روشن کرد و راه افتاد که یه دفعه گردنم به عقب کشیده شد و درد بدی تو سرم پیچید از گوشهی چشم دیدمش منوچهر بود که موهامو تو مشتش گرفته بود… نه… دوباره… نه. دستامو رو موهام گرفتم که کشون کشون منو برد تو خونه. -هرزه شدی برای من جلوی خونه خودم با پسرا قرار میزاری. از درد زبونم و گاز میگرفتم خدایا چرا تموم نمیشه این مصیبت، درو کوبید و من همون طوری پرتم کرد تو سالن. نیم خیز شدم و بهش با گریه توضیح دادم: به خدا… پسر عموم بود… اومده بود… اومده بود بهم بگه برم پیش مادر بزرگم. يدونه محکم کوبید تو صورتم که گوشم سوت کشید. افتادم رو زمین و روسریم باز شد که با دستای لرزونم دوباره سرم انداختم و این کار عصبانی ترش کرد. -هرزه با نون من بزرگ شدی جلوی من روسری سر میکنی؟
صد دفعه نگفتم این ادا اطوارا رو جلوی من درنیار از قصد لج منو درمیاری عفریته؟ هرزه و عفریته لقبای اون بود به منو و مادر پاک تر از گلم موقعی که جنس بهش نمیرسید. دروغ میگه من با پول زحمت مامانم بزرگ شدم و هزاربار بهش گفتم که نامحرمه ولی مغز معیوبش نمیفهمید و همیشه من و مامان و مسخره میکرد. دست انداخت روسری کشید و دوباره از موهام گرفت این دفعه انقدر محکم که نفسم رفت. -بهت میگم شوهر کنی به خاطره پسر بازی میگی نه… آره؟ با دستام دستشو گرفتم که درد کشیدن موهام کمتر بشه سرعت اشکام بیشتر شده بود و درمونده نالیدم: نه به خدا… ول كن بهت… همه رو تعریف میکنم. -كثافت ولش کن بچه رو کشتیش. مامان اومد که سر شونهاش رو کشید ولی اونم زورش بهش نرسید،
برگشت و مامان هول داد و رفت سراغش. دوباره شروع کرد و گرفتش زیر مشت و لگد منم همین طور خشکم زده بود و فقط نگاه میکردم. صدای گریهی بچهها که گوشهی خونه تو خودشون جمع شده بودن ناتوانی من و بد و بیراه های مامان و درد کشیدنش زیر دست اون از خدا بی خبر مثل یه فیلم بود که هر چند وقت یه بار تو زندگیمون تکرار میشد. نالههای مامان منو از حال سکون خودم بیرون آورد اشکامو پاک کردم و با پاهای بی رمقم سمت کیفم رفتم… باید بهش پول میدادم تا گم بشه بره فقط این چارهاش بود فقط اینطوری دست از سرما برمیداشت. با دستای لرزون کارتم رو گرفتم جلوش با التماس گفتم. -بیا بیا بگیرش رمزش ۱۲۳۴ یه تومن توشه بگیر فقط برو… چشاشو داد بهم ترسناک بود و قرمز، مثل اون روزی که …
دانلود رایگان رمان جزرومد اثر خلیلی
دانلود رمان جزر و مد 224.76 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت
