دانلود رمان مرسانا به قلم میم.کاف با لینک مستقیم
رمان مرسانا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: میم.کاف
تعداد صفحات: 142
خلاصه داستان: این رمان در مورد دختری به اسم مرسانا است که به اجبار پدرش با یه پیرمرد ازدواج می کند اما…
قسمتی از متن رمان مرسانا
پله ها رو دوتا یکی پایین رفتن و خودم رو به پارکینگ رسوندم. راننده توی نگهبانی بود و بانگهبان حرف میزد، به سمتش رفتم. با دیدنم هر دوتا شوکه بلند شدن؛ -سوار شو، می خوام برم خونه! منتظره جوابی ازش نشدم و سوار ماشین شدم. راه افتاد، بهش گفتم که سریع تر بره. باید سریع تر خودم رو به ماندانا می رسوندم. خداکنه بتونن نگهش دارن تا برسم. وارد خونه شدم. گل بانو به سمت ام دویید؛-خانم چی شده، این دختره داره در رو از جا می کنه!
کلید رو ازش گرفتم و بدون جواب دادن بهش به سمت پله ها رفتم. صدای ضربه هایی که به در میزد می اومد؛ -این در وامونده رو باز کنین، چی از جون من می خواین؟ ولم کننین می خوام از این خراب شده برم! کلید رو توی قفل در انداختم و در رو باز کردم. ماندانا که فکر کرده بود گل بانوام داشت به سمت ام حجوم می اومد که دست هاش رو گرفتم. با دیدن من پشت در تعجب کرده بود. دستش رو از توی دستم بیرون کشید و با چشم غره ای به سمت داخل اتاق رفت.
منم وارد اتاق شدم و در رو پشت سرم بستم. روی تخت نشسته بود و سرش رو پایین گرفته بود. -متاسفم باهات بد حرف زدم! -نه تو بد حرف نزدی، فقط واقعیت رو گفتی. تو منو خریدی بابت ام پول داری، من نباید توی کارات دخالت کنم. دستش رو گرفتم. _ماندانا… وسط حرفم پرید؛ -راست میگی دوست به چه کارت میاد اونی که شکمت رو سیر میکنه پوله نه دوست. -من اعصابم خورد بود یه چیزی از دهنم پرید، چرا جدی می گیری؟ ….
دانلود رایگان رمان رمان مرسانا اثر میم.کاف
دانلود رمان مرسانا 1.24 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت