دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت به قلم رویا احمدیان با لینک مستقیم
رمان کوچه عطرآگین خیالت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: رویا احمدیان
تعداد صفحات: 1432
خلاصه رمان: صورتش غرقِ عرق شده و نفس های دخترک که به گوشش میخورد، موجب شد با ترس لب بزند. برگشتی!
دست های یخ زده و کوچکِ آیه دستان خاویر را گرفت. برگشتم…برگشتم چون دلم برات تنگ شده بود. مرد تلخ و گزنده پوزخند زده و دخترک را رها کرد. وارد خانه شد و…
قسمتی از متن رمان کوچه عطرآگین خیالت
آیه با عصانیت قهقه زد و دستش را به شدت پس زد. ولم کن دردسر… ولم کن! مگه من دکتر شخصیتم که هر گندی بالا میاری من باید برات جمعش کنم؟ ببرش بیمارستان واسه خودت و منم مصیبت نتراش! خواست برود که خاویر با درماندگی لب زد. پای من وسط نیس، اگه خودم اون مادر به خطارو زده بودم که خیالی نبود! با تعجب به سویش برگشته و قدمی جلو رفت. به خستگیش دامن میزد.
آفتاب کنار رفته بود اما گرما هنوز نفس گیر بود و شالش را شل کرده و به آرامی سوال کرد. یعنی چی!؟ پس پای کی وسطه! عصبانیت به موهایش چنگ میشد، جواب داد. بلایی سرش بیاد. بیا قهوه خونه دو دیقه… اگه تو بیای تو راه ِبت میگم… عمیق نیس، فقط ترسیده دیدی نمیتونی، انجام نده. نگاهی به چشم های مرد انداخت و سری تکان داد. درحالی که قدم های پر از حرصش را سوی قهوه خانه برمیداشت، زیر لب غر زد.
آخ خاویر از دست تو و مصیبت هات مگه خلاص میشم من! تا رسیدن به قهوه خانه، دیگر حرفی بینشان رد و بدل نشد و همینکه رسیدند، خاویر به آرامی لب زد. ببین بعدا تعریف میکنم چی شده، الان چیزی نگو که به َزرا استرس وارد نشه. با اینکه چیزی از حرف های مرد نفهمیده بود، به داخل قدم برداشت. در قهوه خانه، پرنده هم پر نمیزد، و با این منوال معلوم بود قضیه چیز مهمی است. اتاق خودش دراز کرد. آیه سوالی نگاهش کرده و خاویر دستش را سوی…
دانلود رایگان رمان کوچه عطرآگین خیالت اثر رویا احمدیان
دانلود رمان کوچه عطرآگین خیالت 5.44 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت