دانلود رمان یک تبسم به قلم مامیچکا با لینک مستقیم
رمان یک تبسم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، درام
نویسنده رمان: مامیچکا
تعداد صفحات: 2458
خلاصه رمان: منصور و شیرین زندگی جالبی ندارند. پر از کشمکش و سردی، تنها دلخوشی شیرین دخترشان شادی است و تنها ریسمانی که اون را در این زندگی نگه داشته است ولی برای منصور اینطور نیست، بالاخره تصمیم به جدایی می گیرند ولی چیزها انطور که شیرین می خواهد پیش نمی رود…
قسمتی از متن رمان یک تبسم
مهماني که نمي رفتم؟ براي بار آخر شال رو سرم مرتب کردم و دوباره به خودم نگاه کردم. دلم یک جوري بود. قیافه ام هم به دلم نمي چسبید. پوفي کردم و روي تخت نشستم. با دست صورتم را پوشاندم. براي اولین بار بود که داشتم اینطور دفتر منصور مي رفتم. در تمام این سال ها هیچ موقع پایم را محل کارش نگذاشتم چون خوشش نمي آمد. من هم اصراري نمي کردم. آنجا کاري نداشتم.
درست است که آنجا رفتن هیچ جذابیتي برایم نداشت. ولي فكر اینكه شاید به قول سارا پاي زن دیگري در میان باشد. اجازه نمي داد که مثل همیشه ساده باشم. دوست داشتم اگر در شرکت کار مي کرد از دیدن من پوزخند نزند و حق را به منصور ندهد. از جایم بلند شدم و کیف لوازم آرایشم را برداشتم و کرم پودر را درآوردم. داشتم به صورتم مي مالیدم که مامان وارد اتاق شد و گفت: جایي مي خواي بري؟ در حالي که مراقب بودم کرم پودر به شالم نخورد.
از داخل آیینه نیم نگاهي به او انداختم و جواب دادم: آره. ميخوام شادي رو ببرم پارك. عادت به دروغگویي نداشتم. خودم را مشغول نشان دادم چون مي دانستم اگه نگاه کنم نمي توانم دروغ بگویم. نباید مي فهمید دارم پیش منصور مي روم. اخمهایش در هم رفت و گفت: الان؟.. تو هواي به این سردي؟ بچه سرما مي خوره. در اون لحظه فقط مي خواستم بشینم لب تخت و گریه کنم. خر چرا تا مي خواستم کاري…
دانلود رایگان رمان یک تبسم اثر مامیچکا
دانلود رمان یک تبسم 5.53 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت