دانلود رمان بی تا به قلم بهاره حسنی با لینک مستقیم
رمان بی تا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: بهاره حسنی
تعداد صفحات: 1235
خلاصه رمان: پدر امیر و پدر بی تا، دوستان قدیمی و صمیمی هستن.. امیر ازدواج ناموفقی رو پشت سر گذاشته و حاضر به ازدواج دوباره نیست، اما پدرش شرط واگذاری مدیریت شرکتش رو به امیر، ازدواج با بی تا گذاشته.. بی تا ناگزیر به ازدواجه چون پدرش بیماره و درآمدشون ناچیز.. در دوران عقد امیر و بی تا، پدر بی تا میمیره و بی تا ازدواج رو بهم میزنه..حالا بعد از دو سال بی تا برای امیر کار میکنه و امیر متمایل و علاقه مند به بی تا شده ولی……….
قسمتی از متن رمان بی تا
دختر همچنان که میخندید از کیفش یک بسته ادامس درآورد و تعارف کنان به طرف خانم جوادی گرفت و خانم جوادی هم یکی برداشت بعد دختر زیر چشمی به او نگاه کرد و در حالی که کاملا مردد و دو دل به نظر می رسید اما باز هم جسارت کرد و یک قدم به طرف جایی که او نشسته بود برداشت تا به او هم ادامس تعارف کند. اما هنوز دستش را برای تعارف دراز نکرده بود که او در حالیکه سرش پایین بود و حتی نگاهش را بالا نیاورده بود، کف دستش را به نشانه توقف بالا برد.
و با لحنی سرد و خشک گفت: ممنون دختر سریع به عقب رفت و چیزی نگفت و بعد از چند لحظه خداحافظی گرمی با خانم جوادی کرد و باز هم خداحافظی زیر لبی با او کرد و رفت. بعد از رفتنش دیگر به اتاق پدرش برنگشت. تنها چک ها را برداشت و خداحافظی با خانم جوادی کرد و از دفتر بیرون زد. تنها چکها را برداشت و خداحافظی با خانم جوادی کرد و از دفتر بیرون زد بی هدف در خیابان چرخید. هنوز به کسی نگفته بود که به ایران برگشته است. حتی به صمیمی ترین دوستانش نمی خواست هیچ کس را ببیند.
دوست داشت که همچنان سر در لاک خودش داشته باشد.
تمام دوستانش زندگی های خوبی داشتند. زن و بچه خانواده و کار و زندگی مستقل تنها او بود که شکست خورده و از همه جا رانده شده بود. نه زن و نه بچه ایی و نه حتی کار و زندگی مستقلی. به خانه برگشت مادرش با گل اندام نشسته بودند و فیلم می دیدند نگاهی بین آنها ردوبدل شد که او مفهومش را نفهمید. اما زمانی که به اتاقش رفت و…
دانلود رایگان رمان بی تا اثر بهاره حسنی
دانلود رمان بی تا 2.32 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت