دانلود رمان رقص های بی ناز به قلم مهین امراللهی با لینک مستقیم
رمان رقص های بی ناز نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، درام
نویسنده رمان: مهین امراللهی
تعداد صفحات: 1079
خلاصه رمان: سدنا بخاطر مشکلات مالی خانواده و محدودیت ها عاشق پسری خوشگذرون میشه و اون پسر رو بت خود می دونه ولی با رها کردن اون پسر، سدنا برای ترس از حرف های بقیه کاری میکنه که شاید بخشودنی نباشه…
قسمتی از متن رمان رقص های بی ناز
با خنده ادامه دادم: نیومده دیدید چطور پاچه گرفت. احسان حرفم رو با خنده تأیید کرد و دکمه آخری پیراهن مشکیش رو بست و همه از خونه خارج و سوار ماشین شدیم. ساره با گستاخی و لجبازی هاش تونست از زیر این خاکسپاری فرار کنه، ولی من و احسان جرئت نداشتیم و حتی فکر کردن مجلس عزاداری حالم رو دگر گون میکرد. صحنه مرگ برادرم جلوی چشم هام جون تازه ای گرفت و دست و پا زدنش هنگام جون دادن جلوی چشمام نقش بست و حس کردم دستی راه تفس کشیدنم رو بست.
چندبار آب دهنم رو قورت دادم و با رسیدن به سرکوچه شون، سوت نوحه از بلندگو حتی از این فاصله به گوش می رسید و بوی مرگ به مشامم چسبید. با تند نفس کشیدن سعی کردم تا جلوی عوق زدنم رو بگیرم. چشمام رو محکم بهم فشردم تا آبروریزی نکنم. توقف ماشین اعلام رسیدن کرد و پیاده شدم و مقنعه ام رو جلوتر کشیدم. تا آمدم قدمی به جلو بردارم، حس کردم تمام آدم های سیاه پوش روبه روم دور سرم میچرخند.
و صدای شیون زن ها از خانه با عربده پرده گوشم رو پاره می کنند. ناخواسته دستم بالا رفت و بند ماشین شد و از آوارشدنم روی زمین جلوگیری کردم. احسان اولین نفری بود که متوجه ام شد و سریع بازوم رو گرفت. خوبی سدنا؟ حتی نمی تونستم با سر به احسان اعلام خوب بودن کنم. دست و پاهام بی حس شده بودند و با کمک احسان صندلی عقب ماشین نشستم و پدرم با غر گفت: هی میگم نمی خواد این دوتا بیان تو لج کردی زشته، ببین حالش بد شد.
دانلود رایگان رمان رقص های بی ناز اثر مهین امراللهی
دانلود رمان رقص های بی ناز 3.21 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت