دانلود رمان تارگت به قلم گیسو خزان با لینک مستقیم
رمان تارگت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: گیسو خزان
تعداد صفحات: 5394
خلاصه رمان: میران محمدی پسری سختگیر و متعصب نسبت به جنس مونث، زخم خورده از اتفاقات گذشته زندگی! در به در راهی برای رسیدن به آرامش است، او برای زدن زخم مشابه خودش در قلب باعث و بانی پریشونی اش بعد از تلاش برای پیدا کردن شخص مورد نظر، دخترش را پیدا می کند، میشود سوژه زندگی دختری که باید تقاص مادرش را پس بدهد، دختری ساده و سر به زیر که مناسب ترین گزینه اس برای سیبل هدف او …
قسمتی از متن رمان تارگت
از حالت چشماش فهمیدم که خنده اش گرفته ولی خودش و کنترل کرد و لباش و حرکت نداد. بر فرض اعتمادی نباشه مثلاً می خوای چیکار کنی؟ خونه رو بندازی رو کولت و با خودت ببری؟ یا اسباب اثاثیه رو جمع کنی با ابرو اشاره ای به دستام کرد و ادامه داد. با این دستای کوچولوت؟ روم و گرفتم و هیچی ..گفتم ولی دلم هنوز رضا نمی داد واسه رفتن به خونه آدمی که به قول خودش هیچ شناختی ازش نداشتم که خیلی سریع حالم و فهمید و گفت:
بحث اعتماد من به تو نیست بحث اعتمادیه که تو به من نداری و خب حقم داری عقل حکم میکنه به آدمی که تازه چند باره میبینیش و باهاش آشنا شدی اعتماد نکنی.. ولی بر فرض که من به قصد و نیت شوم داشتم. بر فرض که تو بد ترین حالت ممکن یه آدم عوضی از آب در می اومدم یا چه می دونم به قاچاقچی اعضای بدن.. یا گروگانگیر یا ..هرچی از اینا بدتر که نداریم داریم؟ من منظورم این نیست که داریم؟ خیره به دسته کلید توی دستم سرم و به چپ و راست تکون دادم که گفت:
اگه هدفم این بود همون شبی که تو ماشینم بیهوش افتاده بودی و اصلاً هیچ درکی از اطرافت نداشتی نمی تونستم با خودم بیرمت جایی که عقل جنم بهش نرسه؟ نمی تونستم همین کارایی که الآن باعث ترس و استرست شده رو اون موقع روت پیاده کنم؟ بهترین موقعیت نبود واسه من ؟ حتماً باید انقدر كشش می دادم که با پای خودت بیای؟ من واقعاً منظورم این ..نبود شما این همه به من لطف کردید. باید خیلی بی چشم و رو باشم که حالا بخوام حتی تو ذهنم
دانلود رایگان رمان تارگت اثر گیسو خزان
دانلود رمان تارگت 18.81 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت