دانلود رمان سورئالیسم به قلم نیلوفر رستمی با لینک مستقیم
رمان سورئالیسم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: نیلوفر رستمی
تعداد صفحات: 1268
خلاصه رمان: در مختصاتی از مشرق، زنی با ظاهری از جنسِ غرور، بعد از مرگ همسرش از خانوادهی پدری طرد میشود و تنها و مستقل با دخترش زندگی میکند. قصه در مغرب اما راجع به هنرمندیست از قماشِ احساس و ردهی مردانگی! که اسم و راهِ پدر را درک کرده، اما چون نمیخواهد حقالناسی به گردن داشته باشد، از سهمیهی او استفاده نکرده و خود را از تحصیل منع کرده است.
قسمتی از متن رمان سورئالیسم
مهدیار و پونه خندیدند هانا پا پیچ فرزانه شد و او همانطور که قربان صدقه اش میرفت نوه ی شیرین زبانش را سمت آشپزخانه برد پونه رو به مهدیار پرسید: خب آقای واعظ چطوریا بود قطعه ی ما؟ خوب بود پیشرفت کردی ولی هنوزم گام های بالا رو خارج میزنی. پونه میان موهای کوتاهش دست کشید. شقیقه اش را خاراند و پیشانی اش چین افتاد آره لعنتی هرکاری میکنم درست نمیشه. حواس مهدیار دو مرتبه به پرواز پرت شد.
روی کاناپه نشسته بود و نگاهش با یک اخم کمرنگ به برگه هایی بود که نشان از درس نخواندن دانش آموزان میداد.
میشه فقط باید تمرکز داشته باشی و تمرین کنی پونه نفسش را فوت کرد و مهدیار به سختی نگاه از زن جوان و موهای هایلایت شده اش گرفت. همانقدر که این رنگ روشن روی موهای دیگران برایش جذاب نبود، روی موهای پرواز نفسش را ته سینه بند می آورد. هنوز اسم انتخاب نکردی؟ پونه از این حرف لبخند زد جمله ی مهدیار را دوست داشت.
پسر جوان از معدود افرادی بود که به حقیقت وجود او احترام میگذاشت و درکش میکرد. هنوز نه یعنی به چندتایی مدنظرمه، ولی نمیدونم اسمی خوبه که به پرواز بیاد یا به مهراد. مهراد رو خاله با من و محمدعلی ست کرد چون همه مون بچه ی اسم تو با پرواز جور کن. آهنگش قشنگ تره. پونه لحظه ای فکر کرد و بعد مردد گفت: پوریا پدرام؟ پژمان؟ پرهام؟ مهدیار دستی به چانه کشید و لب زد. پولاد پولاد به مقاومت جلوی قضاوت ها میاد.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.