دانلود رمان دختری که من باشم به قلم نیلوفر72 با لینک مستقیم
رمان دختری که من باشم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، همخونه ای، کلکلی، طنز
نویسنده رمان: نیلوفر72
تعداد صفحات: 332
خلاصه رمان: یه شب زمستونی پسری در حالی که عصبانیه پای پیاده از خونه مادر و پدرش بیرون میزنه و به سمت خونه خودش میره نزدیک خونه که میرسه متوجه صدایی میشه میره ببینه چه خبره که با صحنه دعوا رو به رو میشه همون طور که به سمت طرفین دعوا می دوه حاضرین با دیدن اون پا به فرار میذارن و تنها یه نفر رو زمین افتاده پسر لاغر و نحیفی که چاقو خورده اونو به خونش میبره و اونجاس که میفهمه پسری که اورده خونش یه دختره……پایان خوش
قسمتی از متن رمان دختری که من باشم
یه ذره نگاهم کرد از این نگاها متنفر بودم پر از دلسوزی و ترحم! گفتم: اگه کار دارین میتونین برین من حالم خوبه نمی خوام مزاحم شما بشم! این چند وقت خیلی بهتون زحمت دادم! لبخندی زد و گفت:نه بیکار بودم امشبم کسی پیشم نبود گفتم بیام اینجا تو هم تنهایی! یه تای ابرومو دادم بالا و گفتم: من که عادت دارم روز و شب تنها باشم ولی فکر کنم شما عادت ندارین شبتونو تنهایی سر کنین!
از رک بودن من جا خورد. برام مهم نبود درباره این چیزا حرف بزنم چون هیچ حسی به رابطه با پسرا نداشتم خجالت هم نمیکشیدم و صد در صد مطمئن بودم با اون قیافه ای که من واسه خودم درست کردم هیچ پسری حتی حاضر نیست منو ببینه! ولی اون انگار از حرفی که زده بود پشیمون شده بود و معذب بود دستی تو موهاش کشید و گفت:اونجوری هم که فکر میکنی نیست! شونه هامو بالا انداختم و گفتم:به هر حال اصلاً به من چه ربطی داره! فقط یه سوال بود!
نیشخندی زد و گفت: خوب راحتیا! خندیدم و گفتم: نباشم؟نصف حرفای روزانه پسرا درباره این چیزاس مخصوصا پسرایی به سن من !خب منم با اونا میگردم دیگه وقتی از یه چیزی زیاد حرف زده بشه دیگه عادی میشه!حالا اگه ناراحتی شرمنده من نمیتونم تیریپ عشوه خرکی بیام تظاهر کنم هیچی نمیدونم! چون همون دخترایی هم که حرفشو نمیزنن اندازه من که هیچ بیشتر هم این چیزا رو شنیدن! سرشو تکون دادو گفت فکر کنم تو اشتباهی دختر شدی از اول باید پسر میشدی!
دانلود رایگان رمان دختری که من باشم اثر نیلوفر72
دانلود رمان دختری که من باشم 4.71 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت