دانلود رمان چتری برای پروانه ها به قلم ندا بشر دوست با لینک مستقیم
رمان چتری برای پروانه ها نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: ندا بشر دوست
تعداد صفحات: 117
خلاصه رمان: قدم هایش بلند و محکم بود. گویی میخواست تمام خشم و عصیانش را به سنگفرش های زیر پا منتقل کند. هر رهگذری به محض دیدنِ او، امواج خشم و غضبش را حس می کرد، حتی جوانانی که خوش پوشی او، آنها را مثل یک آهن ربا به طرفش کشیده بود، به محض دیدن چهره ی یکپارچه آتشش از او فاصله می گرفتند….
قسمتی از متن رمان چتری برای پروانه ها
در عكس بعدی شهرام، پسرِ دایی، هم در عكس بود و عكس های بعدی فقط دایی هادی و زنش بودند. مادر با حرص و غیظ عكس ها را نگاه می كرد و زیر لب چیزهایی می گفت: خوب واسه خودش رفته اونجا متجدد شده، یادش رفته چه بلاها سرِ من بدبخت می آوردن… اما وقتی در یكی از عكس های دو نفره دایی و زنش، آن دورترها، مادر، شادی را تشخیص داد كه كنار پسر دورگه ای ایستاده بود و آن جوان دست بر گردن او داشت، مثل یك بمب منفجر شد و به مادربزرگ توپید:
می بینی؟ فقط واسۀ منِ فلك زده غیرت داشت كه بگه یاالله زنِ این مرتیكه شو، چون دیدم تو پشت بوم باهاش حرف زدی. ببین دخترش چطوری عور وایستاده كنار دوستش و دل میده و قلوه می گیره. مادربزرگ طرفداری كرده بود: نه بابا، لابد یكی از همكالسی هاشه، میبینی كه، بچه م هادی پشتش به اوناس، یقین ندیده كه شادی با اون حرف میزنه؟ چشم های مادر گشاد و درنده شده بود، عین دیوانه ها فریاد می زد…
برو بابا، خَر خودتونین، خیال كردین من نمی دونم دختره راه افتاده رفته یه شهر دیگه كه تنها زندگی كنه و هادی لام تا كام حرف نزده؟ تو مطمئن باش با همین یالقوز سیاهه اصلاً داره یه جا زندگی می كنه… مادربزرگ سعی كرده بود جوّ را كمی آرام كند، اما مادر درست مثل دیوانه ها فریاد می زد، ناسزا می گفت و گریه می كرد: مرتیكه جای اینكه دلواپسِ خواهرش باشه، حداقل از دو نفر تحقیق كنه كه یقین بدون اگه می كرد، همه می گفتن شوهره معتاده، نشست هی اون دهن گاله اش رو پر كرد و خالی كرد كه آبرو و اعتبار ایجاب می كنه…
دانلود رایگان رمان چتری برای پروانه ها اثر ندا بش دوست
دانلود رمان چتری برای پروانه ها 2.28 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت