ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان کلبه به قلم زهرا اسماعیل زاده با لینک مستقیم

رمان کلبه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، انتقامی
نویسنده رمان: زهرا اسماعیل زاده 
تعداد صفحات: 972

دانلود رمان کلبه

خلاصه رمان: هاله دختری که دیوانه وار عاشق علیرضا بابا لنگ دراز دوران کودکی هایش بود. اما درست زمانی که نتیجه این عشق در لباس سفید زیبایی بود علیرضا بی‌خبر و با قصاوت تمام هاله را ترک کرده و بی آبرویی بزرگی را برای او به ارمغان می آورد و هاله ای که کینه و انتقام از علیرضا مخیله اش را پر کرده اما با برگشت ناگهانی علیرضا و ادعا هایش بازی جدیدی برای آنها آغاز میشود…


قسمتی از متن رمان کلبه 

خاله از سر ایوان تشر زد: پاشو: یکی اومد … پاشو بدون روسری نشین از همان توی حوض گفت: علیرضاست خاله دمپایی پوشید و پایین آمد از کجا می دونی؟ غش غش خندید و موهای صافش را پشت گوش زد فقط بچه های خودشیرین عمو مجتبی به مامان طاووس می گن عزیزجون خاله چشم غره رفت: علیرضا نامحرم نیست مگه… پاشو
همان موقع در باز شد و علیرضا وارد شد و همانطور که دولا شده بود تا اهرم در گاراژی را بالا بکشد و ماشین را تو بیاورد سلام کرد.

گل از گل خاله شکفت سلام به روی ماهت خاله بعد از همان پایین پله ها مامان طاووس را صدا کرد‌. خواهر بیا چشمت روشن شد خاله بعد از هاله جان میداد برای علیرضا؛ پسر عمو مجتبی و زن عمو معصوم. مامان طاووس هم آمد روی ایوان از شوق صورتش برق میزد گرهای به روسری اش زد : خوش اومدین عزيز… بابات کو؟ علیرضا همان طور که سوار میشد گفت: شب با بابایی میان؛ من مامان و بچه ها رو آوردم زودتر
خوشحال بود . آتنا و حمیدرضا یعنی… قرار بود بیشتر خوش بگذرد.

ولى… نگذشت. سه شب بعد … خبر هادی را برای مامان طاووس آوردند . برای هاله و مامان طاووس و بابایی…جاده ی قزوین تهران …. هادی در جا تمام کرده بود و الهه یک هفته ی تمام در كما گاهی مامان گله میکرد چرا در نبودش بابا به خاک سپرده شد… توقع داشت هاله برایش تعریف کند چه بر سر همه آمده بود آن روزها هاله ای که هیچ چیز یادش نمانده بود جز . اتاق تاریک ته باغ که از ترس پناه برده بود آنجا و بعد … علیرضا که آمده بود سراغش و در را که باز کرده بود .
نور پاشیده بود به تاریکی اتاق و صدا زده بود. «هاله … هاله جانم… نترس من اینجام» هنوزم صدای خش دار از گریه ی علیرضا یادش بود.

رمان کلبه
نویسنده : زهرا اسماعیل زاده
ژانر : عاشقانه، هیجانی، انتقامی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 972
متاسفانه لینک دانلود رمان کلبه قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in