دانلود رمان عاشقانه های من و ارباب به قلم آیدا رستمی پور با لینک مستقیم
رمان عاشقانه های من و ارباب نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اربابی
نویسنده رمان: آیدا رستمی پور
تعداد صفحات: 112
خلاصه رمان: داستان ما در مورد دختری به اسم شادی هست که پیش اربابش کار و زندگی میکند. یه اتفاق ،یه حادثه، این دوتا رو بهم وصل میکنه.
قسمتی از متن رمان عاشقانه های من و ارباب
اروم چشامو باز کردم نور لامپ اتاق توی چشام میتابید و چشام درد میگرفت.بعد پنج دقیقه چشام به نور عادت کرد. اومدم بلند شم که دستم درد گرفت.به دست نگاه کردم. بهش سرم زده بودن. چند دقیقه با تعجب به سرم نگاه میکردم که یادم اومد چیشده. سریع پرستار و صدا زدم. پرستار اومد داخل: پرستار چه خبرته خانم بیمارستان روی سرت گذاشتی؟! خانم من باید برم ! پرستار_ باشه. یه پنج دقیقه بمونی، سرمت تموم میشه میتونی بری. بعدشم رفت بیرون.
چشامو به ساعتم دوختم. همینجوری به ساعت نگاه میکردم بدون اینکه حتی ثانیه ای پلک بزنم.ثانیه ها با ناز و افاده میرفتن. انگار نمیخواست این پنج دقیقه لعنتی تموم بشه. بعد پنج دقیقه که برام به اندازه پنج قرن بود، سرم در اوردن. رفتم سمت ای سی یو. اجازه دادن از دور ببینمش. بی جون و با هزار اه و غم انباشته شده توی قلبم، مادرمو دیدم. مادریکه نوزاد بودم منودر گهواره میخوابوند وحالا خودش در میان این همه سیم خوابیده. مادریه که به من غذامیداد الان
سهمش از مادری،فقط یک کپسول بود و بس! اشکام گلوله مانند پشت سرهم پایین میومدن. رفتم توی سالن که دیدم همون زن و مرد اومدن. رفتم سمت مرده یقه شو گرفتم: بگو!بگو کی هستی که مامانم تورو دید سکته کرد بگوو ! دستشو روی دستم گذاشت و از یقه ش جدا کرد و گفت: دفتر خاطرات مادرتو بخون میفهمی! با تعجب بهش نگاه کردم. دفتر خاطرات مامان به این مرد چه ربطی داشت؟ چه رازی بین این مرد و مادرم بود؟
دانلود رایگان رمان عاشقانه های من و ارباب اثر آیدا رستمی پور
دانلود رمان عاشقانه های من و ارباب 1.29 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت