دانلود رمان وادی عشق و گناه به قلم م.پریزن با لینک مستقیم
رمان وادی عشق و گناه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: م.پریزن
تعداد صفحات: 200
خلاصه رمان: داستان درباره ی دختری به اسم شیون که عاشق پسری میشه که هیچ علاقهای به او نداره شیون که پدرش را از دست داده و چندی است مادرش نیز ازدواج کرده به شدت احساس تنهایی میکند؛ از این رو تصمیم میگیرد برای تنبیه شاهرخ با یکی از خواستگارانش ازدواج کند و….
پایان تلخ
قسمتی از متن رمان وادی عشق و گناه
شیون رو به پرویز گفت: حالا نصف شبی دارین چی کار می کنین؟ پرویز فارغ از نوشتن ورق کاغذ را به طرف او گرفت و گفت: خوب معلومه فهرست میوه ها و شیرینی هایی که باید واسه مراسم فردا تهیه کنیم همین طور چند قلم جنس برای شام. شام؟شام دیگه برای کی؟ شهلا میان حرف او پرید و تعجب زده گفت: وا خوب واسه مهمونای خودمون. شیون که رسمی شدن مساله او را بیشتر ترسانده بود نالان گفت: مهمونای خودمون؟
پرویز فهرست را تا کرد و در جیب پیراهنش گذاشت و گفت: خوب…دایی و خاله هات طرف داماد باید بفهمن یکی یکدونه ما بی کس نیست. این سخن پرویز شیون را دلگرم کرد از اینکه چرا باید مردی همچون پرویز را اذیت کند احساس پشیمانی می کرد. از طرفی هم دشمنی پرویز را در این شرایط به نفع خود نمی دید از این رو خطاب به پرویز گفت: پس عموهام چی؟ منظورم پدرام خانه برادرتون. چهره ی پرویز از هم گشوده شد نگاهی حاکی از قدرشناسی به شیون کرد و خنده ای پدرانه تحویلش داد.
که شهلا هم خرسند شد و رو به پرویز گفت: یادت نره به پدرام خان هم خبر بدی. به روی چشم امر امر خانوم هاس و هرسه خندیدند آن شب چقدر شیون دلگرم شده بود ولی در دل حسرت می خورد که چرا نمی بایست به جای مهمانهای فردا شاهرخ و خانواده اش می آمدند که اگر چنین می شد دیگر در زمانه هیچ آرزویی به دل نداشت. تاپاسی از شب به گفتگو گذشت و زمانی که خواب بر وجودشان سایه افکند در بسترهای گرمشان جای گرفتند تا پس از استراحتی شبانه خود را برای فردا آماده کنند و دیری نپایید که شهلا و پرویز باوجود افکار مشوش به خواب رفتند.
دانلود رایگان رمان وادی عشق و گناه اثر م.پریزن
دانلود رمان وادی عشق و گناه 4.21 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت