دانلود رمان قرارمان کنار رازقی ها به قلم مریم عباسقلی با لینک مستقیم
رمان قرارمان کنار رازقی ها نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم عباسقلی
تعداد صفحات: 1817
خلاصه رمان: بدون اینکه کوچکترین نگاهی سمت دختر کناری اش بیندازد، در ماشینش را باز کرد و کوله پشتی نارنجی رنگ او را با حرص روی صندلی عقب پرت کرد.
صدای اعتراضش بلند شد. چرا پرت میکنی؟ عصبانی بود و دوست داشت هوار بکشد. یقهی پیراهن مردانهی گشادی که تنش بود را از پشت در دست گرفت و عملاً گیسو را دنبال خودش کشید تا ماشین را دور بزند. جیغ جیغ کرد…
قسمتی از متن رمان قرارمان کنار رازقی ها
عطا دیگر نتوانست تحمل کند کافی بود، هر مزخرفی که از متین شنید دیگر بس بود خونی که در رگهایش یخ بسته بود انگار به آنی جوشید و تا جلوی چشمهایش آمد. دندانهایش را روی هم چفت کرد. انگار صدای متین در سرش اکو میشد تمام توان بدنیاش را در دستهایش ریخت میان جمله ی او چنان دو دستش را بالا برد و یقهی پیراهنش را چنگ زد که حرف در دهان متین ماسید و فقط با چشمانی وق زده خیره به رگهای عطا که حتی در فضای نیمه تاریک مشخص بود زل زد…
عطا فشار دستهایش را روی یقه ی او بیشتر کرد تا مانع از فرود آمدن مشتش به صورت خوش فرمش شود. از پشت همان دندان های کلید کرده اش غرش کرد: چه غلطی کردی تو؟ پس اون بی شرف بی همه چیزی که گند زده به حال گیسو تویی؟! توئه آشغال با خودت فکر نکردی که گیسو حساس و آسیب پذیره؟ تو گوه خوردی متین گوه خوردی پیچیدی به پر و پای گیسو تو بیجا کردی که…متین به معنای واقعی کلمه وحشت کرده بود. عطا را تا به حال این طور ندیده بود پچ زد دایی… دایی… دارم خفه… میشم!
یقه اش را به ضرب رها کرد طوری که متین سکندری خورد و دو سه قدم عقب رفت. دست روی گلویش کشید و سرفه کرد. عطا انگشت اشاره اش را تهدیدوار مقابل صورت او تکان
داد: اگر هر کس دیگه ای جای توی الدنگ اینجا وایساده بود، الان جای سالم توی صورتش نذاشته بودم به من به خاطر آبجی دلربا و حاج مسعود ازت گذشتم ولی….
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.