دانلود رمان خونه ی بهار و آرمین به قلم ستاره شجاعی مهر با لینک مستقیم
رمان خونه ی بهار و آرمین نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، معمایی، خانوادگی
نویسنده رمان: ستاره شجاعی مهر
تعداد صفحات: 756
خلاصه رمان: خونهی بهار قصهی آرمین پسرجوونیه که بعد از طلاق عموش، پنهانی از همه، همسر اونو صیغه میکنه تا ازش مراقبت کنه. قصهی وانیاست که با یک دنیا امید و آرزو پای سفرهی عقد با چاووش میشینه اما درست شب ازدواجش یک غریبه با چاووش تماس مشکوکی میگیره و راز وانیارو براش فاش میکنه. رازی که موجب میشه چاووش قید ازدواج با وانیارو بزنه. دست سرنوشت وانیارو به خونهی بهار و آرمین میرسونه تا اینکه…
قسمتی از متن رمان خونه ی بهار و آرمین
آرمین کمی کره روی نان مالید و سر تکان داد. اومد از پشت گوشمو پیچوند و یواشکی پچ زد چرا خشکم زده اونجا
لبخندی تلخی گوشه ی لبش را پر کرد و لقمه را به دهانش گذاشت. بعد از صبحانه داروهای بهار را به او داد و پیشنهاد کرد تا آمدن منیر کمی بیاید داخل حیاط و هوایی به سرش بخورد. بهار هم دلش لک زده بود برای قدم زدن و نشستن داخل آلاچیق چوبی نیمه آماده آرمین قول داده بود زودتر آلاچیق را سروسامان میدهد.
دلش میخواست قبل از اینکه نفسهای آخر را بکشد کار آن تمام شود. من تو کارگاهم… اگه یه وقت کارم داشتی صدا کنی میام. بهار باشه ای گفت و بعد با کمک آرمین به حیاط رفت. سردت که نیست؟نه خوبه نگاهش افتاد به درخت خرمالو و نفسی بیرون داد. بنظرت امسال میتونم از خرمالوهای اینجا بخورم؟ آرمین با اخم ریزی نگاهش کرد هم امسال هم سالای بعد. سر برگرداند و نزدیک آلاچیقها کمی مکث کرد. قول بده سقف آلاچیق و زود تموم کنی لبخندی لبهای آرمین را کش داد
عجلهت برای چیه؟ نشست روی نیمکت و نفسی تازه کرد دوست دارم یه عکس یادگاری اینجا با هم بگیریم کلام صادقانه ی بهار به دلش نشست یک لحظه از دلش گذشت کاش بهار مریض نبود و میتوانستند مانند زن و شوهرهای واقعی کنار هم باشند. عکسم میگیریم عزیزم
دانلود رایگان رمان خونه ی بهار و آرمین اثر ستاره شجاعی مهر
دانلود رمان خونه ی بهار و آرمین 2.08 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت