دانلود رمان بی آبان به قلم آناهید قناعت با لینک مستقیم
رمان بی آبان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: آناهید قناعت
تعداد صفحات: 2197
خلاصه رمان: بی شک من نه سیندرلا بودم و نه کوزت بینوایان !! من آبانم با داستان خودم دختری که عاشق شد و خودش را شناخت ! آن عشق ، طناب نجات من شد اما نه آنطور که شما فکر می کنید،ان عشق خیلی چیزها به من بخشید که مهم ترینش خودِ از دست رفته ام بود اویی که ادعا می کرد عاشق است واقعا بود . ببخشد و هیچ نستاند معنای راستین عشق همین است دیگر غیر از این هرچه باشد باد هواست پوچ و ناچیز… داستان من هرچند کوزت وارانه شروع شد اما به خط خودم پایان مییابد.
قسمتی از متن رمان بی آبان
نه نکردم بدون اینکه نگاهم کند آفتاب گیر ماشین را پایین داد و گفت : گریه کردی. خودم را در آینه آفتاب گیر دیدم
پلک هایم پف کرده و زیر چشمم قرمز شده بود چرا میذاری اذیتت کنه ؟ کی ؟! کلا عادت کردی خودتو بزنی به اون راه نه ؟ واقعا ناراحتى من برایش مهم بود ؟ پشت چراغ قرمز سه زمانه ایستاد نگاهم کرد ، طولانی .. بعد به حرف آمد… تو دیگه اون بچه هشت ساله نیستی که سر دو تا مداد بهت تهمت دزدی بست….
همین اول کار جلوش دربیا دندان روی هم فشردم، او از کجا می دانست ؟ اونجوری نکن ، طوری که هما کف خونه مامان بزرگ جار زد همه عالم و آدم فهمیدن به جان کناره ی ناخنم افتاده بودم و آهسته لب زدم اون چند تا مداد رنگی که مال سما بود توی جا مدادیم جا مونده بود داشتیم با هم مشق می نوشتیم از قصد برنداشتم به سمتم چرخید و با خشمی که در صدایش پنهان می کرد گفت : برای من چرا توضیح میدی؟
برو برای اونایی بگو که گه خوری اون زنیکه ی روانی رو قبول کردن من که باورت دارم ، باورت دارم چون این خونواده رو می شناسم یک تکه از پوست کنار ناخنم را با قدرت کندم و نالیدم اونا یعنی کیا ؟ دستتو چیکار کردی ؟ خود زنی داری مگه ؟ انگشتم به خون افتاده بود ماشین را به کنار خیابان کشید، دور خودش می گشت که
دانلود رایگان رمان بی آبان اثر آناهید قناعت
دانلود رمان بی آبان 7.51 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت