دانلود رمان خرمن ماه به قلم زهرا با لینک مستقیم
رمان خرمن ماه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: زهرا
تعداد صفحات: 2232
خلاصه رمان: ماوا حسینی پناه، روانشناس قَدَری است که زنانگی و جذابیت با تار و پود او سرشته شده دخترکی دلبر که نازِ صدایش، دستانش، اندام ظریفش ارامش بخش یک مرد است. یک توطئه و یک دزدی…او حالا در اسارت قدرتی شوم است. گروهکی مخوف،تاریک و غارتگر گروهکی که دخترانگی و خون و اشک های یک دختر را تقدیم مردهای قدرتمندی می کند. مردهای قدرتمندی که جسم و روح یک دختر را در خود دریده و خشم بی نهایتشان را با دخترها ارام می کنند.
قسمتی از متن رمان خرمن ماه
اصلا به یاد نداشتم چه زمانی خوابم برده، از ترس و شوک زیاد حتی نمی توانستم نفس بکشم. روی تخت خوابیدن
که پیشکش کمرم را با کف دستم ماساژ داده و چند لحظه ای سکوت کردم احتیاج داشتم داده هایم را بررسی کنم و به یک جمع بندی برسم دست در دستان هلن گذاشته و ابتدا از روی زمین برخواستم هلن متعجب نگاهم میکرد اما وقتی مجبورا
هردو روی تخت نشستیم پرسیدم هلن کی منو انتخاب کرده؟
شوکه شد: مگه نمی…سر تکان دادم و جدی گفتم: هلن لطفا دقیق به سوالام جواب بده کی منو دیشب انتخاب کرده؟ با ناراحتی گفت: شبح پس تکخال کیه؟ چرا بهش میگن تکخال؟ واسه چی بهش میگن شبح؟ اهی کشید..موا من اجازه ندا…
با حرص، فریاد خفته ای کشیدم هلن من زندگیم به فنا رفته این ادم تهدید کرده بلایی سرم میاره که کسی نتونه جسد مو ببره بیرون بعد تو داری میگی اجازه نداری ؟ جدی ای؟
چشمان خوش رنگش به وحشت اغشته شد: چی گفتی؟ شبح همچین چیزی گفته؟ در سکوت نگاهش کردم بغض عجیبی در گلویم بود و سعی داشتم با قوی نشان دادن خودم را ارام نشان دهم اما در اعماق وجودم چیزی لرزیده بود. هلن انگار چیزی به ذهنش خطور کرد که به تندی دستی به لباس و دامنم کشید و گفت: تو دیروز باهاش نبودی مگه نه؟ کاری به کاریت نداشت؟
دانلود رایگان رمان مجموعه خرمن ماه اثر زهرا
دانلود رمان خرمن ماه سه جلدی 7.54 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت