دانلود رمان جهنمی به نام عشق به قلم آراز طالبی با لینک مستقیم
رمان جهنمی به نام عشق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: آراز طالبی
تعداد صفحات: 4310
خلاصه رمان: درباره یک عشق ممنوعه است که شخصیت های داستان رو دچار چالش بدی می کنه… عشقی که می تونه خطرناک باشه آوات جوانی ۲۸ساله است که عاشق روژان خواهر زاده اش شده…این که عاقبت این دوتا چی میشه باهم می ریم جلو تا بفهمیم داستان بر اساس واقعیت نوشته شده و پایانی خوش داره.
قسمتی از متن رمان جهنمی به نام عشق
نمیدونم چند ساعت همونطوری به سقف زل زده و غرق افکارم بودم که ناگهان صدای گاو و مرغ و خروس های گلاره که بی وقت داشتن سرو صدا می کردن از طویله و مرغ دونیش بلند شد، در لحظه فهمیدم اتفاق بدی در راهه… سرو صداها هی بیشتر میشد و صدای سگها هم از بیرون خونه به گوش می رسید، تا خواستم از جام بلند شم زمین زیر پام لرزید
فقط تونستم داد بزنم زلزله… زلزله… همونطور فریاد زنان دویدم سمت بیرون از اتاق و گلاره و روژان رو دیدم دستپاچه وسط سالن ایستادن و نمی دونن باید چیکار کنن … داد زدم برید بیرون بدویید. روژان دویید سمت حیاط ولی گلاره سمت ژیار دویید تا کمکش کنه ، منم دوییدم سمتش تا باهم ژیار رو بلند کنیم و ببریم ولی شکاف خوردن ناگهانی دیوار و آوار شدن سقف و بعدش سیاهی مطلق… تنها چیزایی که از اون لحظه یادم مونده. سرو صداهای ناواضحی میومد ، من توان حرکت دادن خودم رو نداشتم …. دهنم پر از خاک بود و چشمام جایی رو نمی دید، نفسم بالا نمیومد و
قادر نبودم بدنم رو تكون بدم انگار به وزنه ی سنگینی روم بود… هیچ درکی از زمان و مکان نداشتم و سیاهی مطلق و مزه خاک … نمی دونم چقدر زمان گذشت ولی بالاخره نوری به صورتم تابید و چندتا دست منو از زیر خروارها خاک و چوب و سنگ بیرون کشیدن…. تنها صدایی که از اون لحظه به یاد دارم گریههای دختری بود که با شوق میگفت خالو .. خالو… زنده اس… خدایا شکرت … خدایا شکرت…. وقتی به هوش اومدم سه روز از زلزله گذشته بود گروه های امدادی به روستا اعزام شده بودن و مشغول بیرون کشیدن اجساد و رسوندن آب و غذا و چادر و …
دانلود رایگان رمان جهنمی به نام عشق اثر آراز طالبی
دانلود رمان جهنمی به نام عشق 16.3 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت