دانلود رمان آذین به قلم آیدا باقری با لینک مستقیم
رمان آذین نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی، اجتماعی
نویسنده رمان: آیدا باقری
تعداد صفحات: 1291
خلاصه رمان: دکتر آذین بهمنش، زنی مستقل و محکم؛ با گذشته ای که سعی دارد لا به لای اتفاقات امروز پنهانش کند. آذین در همه حال در تلاش و تکاپوست و این را تنها راه آرامش خود می داند، تا آنکه روزی برحسب اتفاق با پسری جوان برخورد می کند. امید، پسری به ظاهر فارغ از تمام دنیا اما، با واقعیتی پنهان از همه!
قسمتی از متن رمان آذین
واقعا شما زنا خیلی خوش شانسين. واسه خاطر همچین کارهایی دورهم جمع میشین و چند ساعت از هر دری بگین حرف میزنین جدا خوش به حالتون اسرا حالا ظرف را در دست گرفته بود و با لذت درحال خوردن ترشک .بود شهرزاد لبخندی به روی برادرش زد و خم شد و محکم لب او را کشید. او تنها کسی بود که مجاز به انجام این کار بود چرایش را حتی خود امید هم نمی دانست الهی قربونت برم داداش کوچیکه، حسودیت شد؟ بچه بودی که خوب بلد بودی بیای
بشینی وسط ما و با دقت به حرفامون گوش بدی الان دیگه نمیتونی؟ یادآوری گذشته و دوران کودکی بی نظیری که در دریایی از محبت گذرانده بود لبخندی روی لب هایش نشاند. واقعیت همین بود همین که اگر هر اتفاقی می افتاد هر چقدر هم که بد و غیر قابل تحمل میشد، مادر و خواهرهایش را در کنارش داشت، او در کنار این چهارزن بزرگ شده بود که ای کاش نمیشد چرا نتونم؟ کاری نیست که من نتونم انجامش بدم.
حوصله شو ندارم موضوعات شما هم واسه غیبت دیگه تکراری شده. حتی اگه درباره ی دکتر بهمنش باشه هم تکراریه؟ دکترش تارا بود که سینی چای را روی میز گذاشت و با چشم غره ای رو به اسرا ظرف ترشک را از او گرفت. امید خیره به او نگاه میکرد این بار لیلا به حرف آمد تارا راست میگه غیبت که نه داشتیم راجع به حرف میزدیم مامان جان شهرزاد یکم نگرانه میگه شاید این دکتر هم اونی نباشه که میخوایم ولی مگه تو نگفتی که مشکلی نداشت؟ از جا بلند شد لیوان چایی که اسرا به دستش داد را گرفت و به مبل پشت سرش تکیه داد. حرفی نزد تا آنکه خود شهرزاد سکوتش را شکست….
دانلود رایگان رمان آذین اثر آیدا باقری
دانلود رمان آذین 8.95 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت