دانلود رمان فقط تو به قلم شهلا خودی زاده با لینک مستقیم
رمان فقط تو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی
نویسنده رمان: شهلا خودی زاده
تعداد صفحات: 1852
خلاصه رمان: هنوز هم دستهایش به شدت می لرزید و نفسش به سختی بالا می آمد… چادرش را که در اثر قدم های تندش کمی عقب رفته بود جلو کشید و کیفش را روی شانه اش تنظیم کرد … تکیه به دیوار داد و دست روی قلبش گذاشت تا شاید کمی آرام بگیرد اما یک لحظه هم آن چشم های وحشی و گستاخ را نمی توانست فراموش کند … چشمانی که عجیب نافذ و جذاب بود… حالش جا نیامده بود که با بلند شدن صدای زنگ تلفن همراهش از جا پرید….
قسمتی از متن رمان فقط تو
سیگار را از میان لب ها برداشت و زیر پا انداخت و با تمام قدرت له کرد… فقط همین دختره … مامان که راضی شد و رفتن واسه خواستگاری مامانم مخالف بود … اما شاهین گیر سه پیچ داده بود که الا و بلا تازه فهمیدن این مدت دختره با یکی دیگه عقد کرده… خانواده اش گفتن این وصلت جور نیست و دوتا خانواده فرهنگشون به هم نمی خوره …هه فرهنگ… شاهینم دیوونه شد …بامامان دعواش شد و گفت همش تقصیره اونه…
اگه اون شب با آخرین سرعت تو خیابون ویراژ نمی داد مطمئنا اون بلا سرش نمی اومد … اونا داداشمو کشتن می فهمی؟ زانیار نگاهی متاثر به چهره گر گرفته ی او انداخت و از این همه بی منطقی او پرسید:خب چه ربطی به این دختره داره ؟ شهاب عصبی جواب داد: همه شون یه شکلن… می فهمی حالم ازشون به هم می خوره … شرط می بندم اون حجاب هم تظاهره …دختره یه پا ادعا بود… مامان راست می گفت اما شاهین نفهمید …
ای بابا … این بیچاره بی گناهه … بی خیالش شو … تو کاریت نباشه …باهات شرط می بندم دو روزه وا می ده …. یعنی چی آخه ؟ من مثل شاهین نیستم چند وقته دیگه دختره تو دستمه … بهت ثابت میکنم ببین من کاری می کنم این دختره چادر و حجابش رو بذار کنار … زانیار با نگرانی به او نگاه کرد … نمی دانست در سر مرد جوان مقابلش چه می گذرد اما مطمئن بود شهاب هر حرفی بزند تا آخرش می ایستد… شهاب قدمی به جلو رفت و از همان جا نگاهی به خانه ی ویالیی سرهنگ انداخت و گفت: امشب پایه ای بریم تو باغ سرهنگ
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.