ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان فراسوی خیال چشمانت به قلم میسنا_میم با لینک مستقیم

رمان فراسوی خیال چشمانت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: میسنا_میم
تعداد صفحات: 2765

دانلود رمان فراسوی خیال چشمانت

 

خلاصه رمان: هوراد معروف ترین جراح مغز و اعصاب آمریکا کسی که معروفیتش توی ایران زبون زد همه هست و بیمارستان های زیادی زیر نظر خودش و بیمارستان خصوصیش هست کسی که همه ازخداشونه یه گوشه نظر از این دکتر مغرور و به شدت اخمومون داشته باشن همین که پاش توی بیمارستانش توی ایران میذاره توی اولین بر خوردش عاشق پرستارش میشه و برای بدست آووردنش از بیماری مادرش سو استفاده میکنه و پرستارکوچولوی بیمارستانش رو صیغه میکنه و توی این مسیر یه اتفاقایی میفته اتفاقای شیرین و تلخ و ….


قسمتی از متن رمان فراسوی خیال چشمانت 

وااای یهو سوزی اومد که بافتمو به خودم چسبوندم و دستام زیر دستم دادم و داشتم اروم اروم کنار جاده راه میرفتم انگار امروز خیابون شلوغ شده بود تا حالا این موقع صبح ندیدم که خیابون شلوغ باشه پوووف منم که باید دو خیابون
راه برم توی حال و هوای صبح پاییزی بودم که به ماشین فراری با سرعت از کنارم گذشت و باعث شد یه کوچولو اب بارون زده دیشب که توی خیابون جمع شده بود به ساق پام

بریزه ولی ابش تمیز بود اهمیت ندادم و حتی سر بلند نکردم که ببینم ماشین وایساد یا نه ولی حس کردم متوقف شد اهمیت ندادم و رفتم توی پیاده رو و به قدم زدنم ادامه دادم و از ماشین گذشتم یکم تند کردم به پاهام چون سردم شده بود وای اگه مریض بشم فاتحم باید بخونم از دست مامان ناهید یکم مونده بود ماشین و یهو با صدای جیغ لاستيکش متوجه شدم که رفت و منم پیچیدم توی خیابونی که

خونمون بود قدم زنون رفتم تا رسیدم به در حیاط و دست بردم توی کیفم و کلیدامو دراوردم و آروم درو بستم از سنگ
فرش دم در که تقریبا جای ماشین نداشتمون بود گذشتم و رسیدم به راهروی سنگ فرش شده و گلای قشنگم دستامو باز کردم و یه نفس عمیق کش یدم وای که چه هوای تمیزو خوش بویی مخصوصا که اون هوا پر از عطر گل شده باشه اروم راه رفتم و از پله ها رفتم بالا و در حال رو باز کردم قفل
بود و منم با کلیدای خودم باز کردم خونه گرم بود و کسی هم نبود میدونسم مامان نیست و سفارش کرده بودم خونه عزیز

دانلود رایگان رمان اثر

دانلود رمان فراسوی خیال چشمانت 8.32 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in