دانلود رمان دلبر حاجی به قلم ناشناس با لینک مستقیم
رمان دلبر حاجی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجباری
نویسنده رمان: ناشناس
تعداد صفحات: 232
خلاصه رمان: حاج سلیمِ پهلوی مردی که برای حفظ آبروی خونوادگیش دختر یتیمی رو با پول میخره و به صیغه پسرش درمیاره… با هم اتاقی شدن پریماهِ شونزده ساله و حاجیِ بیست و شش ساله ی شیطونمون کلی شیطنت عاشقانه در راهه ، حاجسلیم با فهمیدن راز قدیمی که به پریماه وخونواده ش ختم میشه دستور میده که رابطشون بایدواقعی بشه و بااینکار دین خودشو ادا کنه اما با حامله شدن پریماه و اومدن…
قسمتی از متن رمان دلبر حاجی
عمران نصف شبی بیرون رفتن؟ شما نمیدونی کجاست
آقا پریماه جون؟ این جوری که مرغ از قفس میپره در حالی که بلند میشدم تا برم به گوشه ای با عمران حرف بزنم لبخند ملیحی روی لبم نشست. عمران مرغی نیست بپره بهش اعتماد دارم هیچ وقت زیر پیمانمون نزنه آدمی که از خونواده ی خوب بیاد نمیپره هیچ وقت سرزمین که انتظار داشت مثل همیشه سر پایین بندازم لبشو گزید و با حرص نگاه ازم گرفت حاجی با صدای عصبی، اما ولوم آروم تذکر داد.
آخرین باریه که کسی توی زندگی پریماه و عمران دخالت میکنه؛ اینجا جای متلک نیست عروس لبم و روی هم فشردم سیمین سرشو تو یقه اش برد مهبد خان دست پدرشو گرفت.
ببخشید حاج بابا، سیمین هم قصد و غرضی نداشتن؛ مگه نه
سیمین جان؟ سیمین نگاه تیزی حواله ام کرد به گفتن “بله، ببخشید” اکتفا کرد دلم خنک شده بود دستی روی دامنم کشیدم با اجازه برم به عمران زنگ بزنم حاجی و حاج خانم
سر تکون دادن موبایل و توی دستم فشردم و با قدم های آروم به طرف حیاط .رفتم روی تاپ سفید نشستم و انگشت های لرزونم و روی موبایل کشیدم تماس برقرار شد بوق های تماس منبع استرس بودند، بعد پنج تا بوق صدای بم و کلافه اش توی گوشی پیچید: بله چیشده؟ نفس لرزونم و بیرون دادم دستم و بند زنجیر تاپ کردم
دانلود رایگان رمان دلبر حاجی اثر ناشناس
دانلود رمان دلبر حاجی 3.74 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت