دانلود رمان شهر بی یار به قلم سحر مرادی با لینک مستقیم
رمان شهر بی یار نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: سحر مرادی
تعداد صفحات: 4426
خلاصه رمان: مدیر عامل بزرگترین مجموعهی هتل های بین المللی پریسان پسری عبوس و مرموز که فقط صدای چکمه های سیاهش رعب به دلِ همه میندازه یک شب فیلم ممنوعه اش با مهمون ویژهی اتاقِ vip هتلش به دست دختر تخس و شیطون خدمتکار هتلش میفته و…؟
قسمتی از متن رمان شهر بی یار
من میدونم که حواست هست. میدونم که راه زندگیت از مسیر با را خیلی فاصله داره….فقط خواستم بگم که توی این مدت شاید اون لغزيد….شاید اون دلش گیر کرد. حرف های بنیامین مضحک ترین حرفهای بود که می تونستم امروز بشنوم. تو داری در مورد یارا حرف میزنی.. حواست هست؟
سرش رو مطمئن تکون داد باراهم آدم دیگه… به دختره مثل خیلی از هم جنس هاش. چرا نمی تونستم حتی یک درصد تلنگر بنیامین رو با عقل و منطقم بپذیرم….
انگار که داشت بهم میگفت آدم های فضایی وجود دارن و
قلب دارن به همین اندازه تصورش برام غیر قابل باور بود.
ذهنت رو درگیر نکن… اون دختری که من دیدم جز رفتنش حتی با سایه خودش هم سر جنگ داره من خنديدم… خندیدم چون محال ترین بود برام… ولی رنگ اطمینان نگاه بنیامین حالم رو دگرگون کرد. عطرین مثل همیشه با ظاهری خیرکننده و خاصش روی مبل های انتظار داخل لابی نشسته بود و با دیدنم لبخند روی صورتش مهمون شد.
نمیدونم تاثیر تلنگرهای بنیامین بود یا هر چی که ناخواسته دست به مقایسشون زدم عطرین دختری که توی ناز و نعمت بزرگ شده بود… با موقعیت ها و آزادی های رفتاری مختص به خودش… و تنها چیزی که این روزها داشت برای به بدست آوردنش تلاش می کرد محکم کردن رابطه ی بینمون بود. بارا ولی پر بود از نداشتن ها…. نبودهایی که نگاهش رو نسبت به آدمها و موقعیتهایشون تغییر داده بود و یک تلخ و طلبکارانه داشت.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.