دانلود رمان شب آتش به قلم مامیچکا با لینک مستقیم
رمان شب آتش نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، خارجی
نویسنده رمان: مامیچکا
تعداد صفحات: 134
خلاصه رمان: همیشه عاشق خانه والدینم بودم. در میان دوستانم من تنها کسی بودم که از بودن در خانه ناراحت نمی شدم. زندگی خانوادگی مایکل او را خسته و عصبی کرده بود و دیمن می خواست هرجا که ما باشیم باشد. ویل هم خوب بزرگ شده بود ولی نیاز به تحرک داشت. اگر دردسر او را پیدا نمی کرد او دنبال دردسر می رفت.
قسمتی از متن رمان شب آتش
هر کاری که خوشحال شان می کرد بکنم. مادر از رقص بدش می آمد ولی روزی، شاید به این دانش ارزش می داد. بعد از لحظه ای سرش را بالا و پایین برد و گفت: باشه. درست همان موقع دیمن جلو آمد و دست و کمر همسرش را در دست گرفت: ببخشید. عقب رفتم و او جلو آمد و داشتم می رفتم که همسر خودم را پیدا کنم که دیدم او خودش به سمت من می آید. گفت: “مهمون ها دارند می رسند. بیا بریم چلچراغ رو روشن کنیم.
اوه بسیار خب. با دست دخترم را به سمت خودم فراخواندم و صدا زدم: جت، ایندی؟ فین؟مهمان ها کم کم می رسیدند و ریکا و مایکل کنار در ایستادند تا به آنها خوشامد بگویند و دربان ها دستکش و کت بانوان را از آنها می گرفتند. اموری که سبز پوشیده بود و موهای دم اسبی اش با حلقه هایی پشتش ریخته بودند چلچراغ را دور زد و ماژیک و برگ هایی به همه بچه ها می داد. مهمانها در طبقه پاگرد پخش شدند و تماشا می کردند که بچه ها آرزوهایشان برای
سال جدید را با ماژیک ها ی نقره ای روی برگ ها می نوشتند و بعد می ایستادند و آنها را روی شمعی روی چلچراغ آتش می زدند. داگ برگ خاکستر شده اش را داخل کاسه مسی که امی گرفته بود انداخت و گونار پرسید: چرا می سوزونی مش؟ ایندی توضیح داد: آرزو را در عالم هستی آزاد می کنه. خواهش گفت: خب، من پارسال آرزوی شهرت کردم ولی به واقعیت تبدیل نشد. فکر می کنم داریم اشتباه انجامش میدیم.
دانلود رایگان رمان شب آتش اثر مامیچکا
دانلود رمان شب آتش 0.78 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت