دانلود رمان من نامادری سیندرلا نیستم به قلم بهاره موسوی با لینک مستقیم
رمان من نامادری سیندرلا نیستم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: بهاره موسوی
تعداد صفحات: 1237
خلاصه رمان: سمانه زیبا ارام ومظلومم دل در گرو برادر دوستش دکتر علیرضای مغرور میدهد ولی علیرضا با همکلاسی اش ازدواج میکند تا اینکه همسرش فوت میکند و خانواده اش مجبورش میکنند تا با سمانه ازدواج کند. حالا سمانه مانده و آقای مغرور که علاقه ای به او ندارد و سه بچه تخس که قراره سمانه رو فراری بدند.
قسمتی از متن رمان من نامادری سیندرلا نیستم
و یک دست بشقاب و کاسه سوپ خوری را از عمد به زمین
انداخت و با گفتن : هيع واقعا متاسفم مامی راهش را گرفت و رفت. شیدا که معلوم بود از عصبانیت در حال تشنج است دستانش را مشت کرد تا چیزی به آراز نگوید که باعث بحث بيشتر شود و اوقات جمع مکدر شود بماند که همگی آنها از علیرضا حساب میبردن و اگر آن لحظه پدرش چیزی نگفت مطمئنا بخاطر حرف شیدا بود که لایق اراز نمیدید این طرز برخورد را…
بعد از رفتن آراز با تعارفات آنها مشغول خوردن شدیم که به دلیل استرس از قضاوت شدن غذای زیادی نکشیدم و ترجیح دادم تا مثل همیشه که بشقابم را پر از غذا میکنم اینبار را کوتاه بیایم و آبرو داری کنم که انگار حق با خودم هم بود و در آنجا به کم خوردن عادت دارند چون که آوا قصد دوباره کشیدن داشت شیدا بجای برنج سالاد را به دستش داد و با گفتن خیلی داری چاق میشی مواظب اندامت باش ظرف برنجی را از دخترش دور کرد
من که در همان حین دستم داشت میرفت تا لیوان نوشابه ام را بردارم یکدفعه عقب کشیدم و لبانم ناخودآگاه برچیده شدند که این کار من از چشمان تیزبین علیرضا دور نماند و روبه رها گفت: رها جان دوستت خیلی تعارفی تشریف دارند لطفا مواظب باش بد نگذره بهشون. رها که از این حرف آقا علیرضا تعجب کرد و از آنجایی که می دانست من همیشه بعد از غذا نوشابه ام را میخورم دوباره لیوان را به دستم داد و آرام کنار گوشم گفت چرا نخوردی تو خوشت نمیاد؟
دانلود رایگان رمان من نامادری سیندرلا نیستم اثر بهاره موسوی
دانلود رمان من نامادری سیندرلا نیستم 4.43 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت