دانلود رمان ارتیاب به قلم بهار با لینک مستقیم
رمان ارتیاب نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی، همخونه ای
نویسنده رمان: بهار
تعداد صفحات: 3462
خلاصه رمان: تافته ادیب دانشجوی پزشکی است که به تهمت نامزدش از خانواده طرد شده و مجبور به جدایی میشود. اتفاقاتی باعث می شوند هم خانه ی دکتر سهند نریمان می شود، سهند دشمن قسم خورده ی خاندان ادیب است و تافته بی خبر از همه جا. همه چیز خوب است تا اینکه نامزد سابق تافته این هم خانگی را کشف کرده و….
قسمتی از متن رمان ارتیاب
اشک به ثانیه ای نگاهم را تار میکند خانه و تهران و زندگی و همه چیز تار میشود سهند هنوز هم یادش بود که مرا تافی صدا میکرد مشتم را روی دهانم میفشارم تا صدای نفس های تکه شده از زور گریه ام را نشنود و صدای نفسهای او منظم و با ریتم از گوشی داخل دستم پخش میشود. گوشی را قطع میکنم و بعدتر خاموش کاش میتوانستم بگویم سهند تافی محبوبت را حاج طاهر ،کشت ،نه قبل از حاج طاهر مهراب او را میان تختی با روتختی نوک مدادی به آتش کشید از جایم بلند میشوم و کتری را میگذارم بجوشد…
کمی از آب جوش را داخل ماگ لب پر شده ی یادگاری سهند می ریزم و لیپتونی را داخلش رها میکنم … ماگش را نگه داشتم و خودش را رها کردم دستانم را با لیوان گرم میکنم و نگاه بی هدفم را می دوزم به گوشی خاموش داخل آن گوشی عکسی بود که در آن دست سهند با لبخندی پهن سمت من دراز شده بود … وقت رفتن که میشود سریعا لباس میپوشم و موقع خروج کمی مکث میکنم ….. نمیدانم چرا اما موهایم را مقابل آینه مرتب تر میکنم و کمی عطر به خودم میزنم .
پلک های قرمز از گریه ی ناشتای صبح را ولی رها می کنم به حال خود بمانند و خودم را به بیمارستان می رسانم. نگاهی به آسانسور می اندازم نه، دیگر سوار آسانسور نمیشوم … تا ابد بله ها را بالا و پایین می کنم و سهند نریمان را میفرستم در همان گوشه ی مرده ی ذهنم پله ها را بالا میروم و وارد بخش میشوم برنامه ی شیفت ها را تحویل میگیرم و به اتاق پرسنلی میروم و روپوشم را میپوشم از اتاق که خارج میشوم سهند نریمان را در استیشن میبینم با موهایی به هم ریخته و روپوشی آویز شانه اش دارد.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.