ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان شاپرک تنها به قلم پروانه قدیمی با لینک مستقیم

رمان شاپرک تنها نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، معمایی 
نویسنده رمان: پروانه قدیمی 
تعداد صفحات: 1109

دانلود رمان شاپرک تنها

خلاصه رمان: روشنا بعد از ده سال عاشقی روز عروسیش با آرمین بدون داماد به خونه پدری برمیگرده در اوج غم و ناراحتی متوجه غیبت خواهرش میشه و آه از نهادش بلند میشه. به هم خوردن عروسیش موجب میشه، رازهایی از گذشته برملا شه رازهایی که تاوانش را روشنا با تموم مظلومیت و معصومیتش داده… روشنا با قلبی شکسته شاهد ازدواج خواهرش با عشقش میشه و دلیل این ازدواج هم معماییه که آرمین و روشنا در پی کشف اون راز هستند. رازی که دردی سنگین تر روی دل روشنا و آرمین میذاره تا جایی که روشنا ترک دیار میکنه و آرمین به یک مرد خشن تبدیل میشه و آوار میشه بر سر رویا تا اینکه…


قسمتی از متن رمان شاپرک تنها 

نگرانی در چشمان پدرش موج میزد. از اینکه باعث درد و رنجش بود، ناراحت شد. آهی کشید. دست پدرش را در دست گرفت و بوسید. به خاطر شما هم که شده سعی میکنم حالم بهتر بشه بهم فرصت بدید قول میدم قوی بشم فقط به خاطر شما دانشگاه ثبت نام کردم محال بود با این حال سراغ درس و کتاب برم وحید دست نوازش روی صورت و موهایش کشید. دیدن موهای کوتاه دخترش قلبش را آتش میزد. با چشم خود دیده بود، در یک حمله عصبی چگونه موهایش را با قیچی ریزریز کرده و به زمین ریخته بود…

موهایی که زیباییش به آبشار طعنه میزد نامرتب و زشت دور صورتش را قاب گرفته بود چشمان سیاهش دیگر آن برق و جذابیت گذشته را نداشت قلبش تیر کشید. نفس عمیقی کشید. خدا پشت و پناهت باشه دعا می کنم خیر از زندگیت ببینی… میدونم درد داری اما نذار این درد اسیرت کنه بعضی دردها درمانش فقط توی ذهن خودمونه خودت رو درمان کن مطمئنم یکی بهتر از این مردک به سراغت میاد و طعم خوشبختی رو می چشی با جمله ی آخر شوخی روز گذشته ارسلان به یادش آمد. بغضش را قورت داد با شرم دخترانه اش رو به پدر با صدایی…

آرام و نجواگونه گفت: بابا میشه یه خواهشی بکنم؟ وحيد نفسش را به زحمت از سینه بیرون داد بگو دخترم. کلمات را به سختی کنار هم چید و گفت: میشه در مورد چیزایی که توی دادگاه گفته شد، پیش هیچکس حرفی نزنید؟ من میخوام تمام وقتم رو صرف درس خوندن و شغلم کنم وحید کمی فکر کرد و پرسید: منظورت کدوم مورده؟ عرق شرم روی ستون مهره هایش راه پیدا کرد من من کنان گفت اینکه به خاطر شرایطم زمان عُده شامل حالم نمیشه خودتون میدونین با این حال و روزم نمیتونم چالش دیگه ای رو تجربه کنم…

رمان شاپرک تنها
نویسنده : پروانه قدیمی
ژانر : عاشقانه، معمایی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1109

دانلود رایگان رمان شاپرک تنها اثر پروانه قدیمی

دانلود رمان شاپرک تنها 0 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in