دانلود رمان برگ زیتون به قلم سارا جمشیدیان با لینک مستقیم
رمان برگ زیتون نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: سارا جمشیدیان
تعداد صفحات: 1451
خلاصه رمان: نگار زنی جوان که بعد از مرگ شوهرش مجبور میشه برای حضانت دخترش، صیغه ی برادر شوهری بشه که ناتوانی داره و.. در این بین برادر سومی وجود داره که قبلا به نگار دست درازی کرده و همچنان طمع بیوه ی برادرش رو داره.
قسمتی از متن رمان برگ زیتون
شهریار خواست بره که پرسیدم پس صحبت راجع به مسئله حضانت نیاز چی میشه؟ شما که اصلا درباره ی این موضوع حرفی نزدی آقای وکیل شهریار از لحنم جا خورد و مامان چشم و ابرو اومد، اما اصلا برام مهم نبود و باید تکلیفم مشخص می شد. شهریار دستی به موهاش کشید و گفت من شرايط شما رو دقیق نمیدونم و هنوز هم خانواده همسر محرمتون اقدامی نکرده پس لزومی نداره نگران باشید. با خشم نگاهی به مامان و بابا انداختم و گفتم:
پس لزومی هم نداره من این جا باشم میرم نیاز رو ببرم بیرون. دیر وقت شب بود خیلی دیر و به چیز حدود نیمه های شب اما بی توجه از خونه بیرون زدم و به سمت خیابون دویدم چون نیاز بغلم بود یکم سخت میشد دوید اما از تاریکی و خلوتی کوچه میترسیدم برای همین با تمام توان می دوییدم بالاخره به خیابون رسیدم و کمی کنار خیابون روی جدول نشستم تا نفسم برگرده دخترک ساکت آروم من لب برچید و اشک بی صدا اشکش در اومد و به گریه افتاد.
در حالی که نم اشکش رو با انگشتم می گرفتم کنار گوشش
یچ زد چرا گریه می کنی قشنگم؟ هنوز درگیر نیاز بودم که دستی به بازوم چنگ زد و به داخل ماشین پرتم کرد. خواستم جیغ بکشم که دستش رو جلوی دهنم نگه داشت و گفت:جيغ بزنی، من میدونم و توا دستش رو برداشت آب دهنم رو پرصدا قورت دادم و پرسیدم: تو… تو این جا چی کار می کنی؟ با نیش خند جواب داد: فکر کردی من به این راحتیا جا میزنم؟ مادر نزاییده کسی زن منو از خونه م بیره، دلارا رو خودم پس فرستادم!
دانلود رایگان رمان برگ زیتون اثر سارا جمشیدیان
دانلود رمان برگ زیتون 4.59 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت